زینان

لغت نامه دهخدا

زینان. ( اِ ) نانخواه است و آن تخمی باشد که بر روی خمیر نان پاشند. ( برهان ) ( آنندراج ). زینیان. ( ناظم الاطباء ). زنیان. ( از شرفنامه منیری ).

فرهنگ معین

= زنیان. زینیان: (اِ. ) تخمی است که بر روی نان پاشند، نانخواه.

فرهنگ عمید

= زنیان

ویکی واژه

زنیان. زینیان:
تخمی است که بر روی نان پاشند؛ نانخواه.

جمله سازی با زینان

💡 ملک ایران درکف چنگیزیان آمد همی وندرین کشور بسی زینان زیان آمد همی

💡 ... اند این مردمان یعنی زنان مردمان وان کز پی اینان چمد زینان همه... تر

💡 باش کزینان کشد قهر خدایی دمار شعلهٔ قهر خدا زود شود آشکار

💡 خود سزد، زینان اگر جویند شاهان اعتبار مکرمت آرند پیش و عزم سازند آشکار

💡 زینان که چو گرگ خون من نوشند آن کیست که نیست گربه خوانم؟

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز