زورآزمایی

لغت نامه دهخدا

( زورآزمایی ) زورآزمایی. [ زْ / زِ ] ( حامص مرکب ) نشان دادن زور و نیرو. دست و پنجه نرم کردن. پهلوانی. ( فرهنگ فارسی معین ). زورورزی. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ):
چو زورآوری خودنمایی کند
بر افتاده زورآزمایی کند.سعدی ( بوستان ).تو با این مردی وزورآزمایی
همی ترسم که از زن کمتر آیی.سعدی.دو جا غیرت کند زورآزمایی
چنان گیرد کزو نبود رهایی.وحشی.رجوع به زورآزما شود.

فرهنگ معین

( زورآزمایی ) (زِ ) (حامص. ) دست و پنجه نرم کردن.

فرهنگ عمید

( زورآزمایی ) ۱. سنجیدن یا نشان دادن زور و قوۀ خود.
۲. آزمودن زور و قوۀ یکدیگر با کشتی گرفتن و دست و پنجه نرم کردن.

فرهنگ فارسی

( زور آزمایی ) ۱ - نشان دادن زور و نیرو دست و پنجه نرم کردن. ۲ - پهلوانی.

ویکی واژه

دست و پنجه نرم کردن.

جمله سازی با زورآزمایی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 می کند با عشق، دل زورآزماییها هنوز می رود دست و بغل چون موج با دریا هنوز

💡 ذره‌ای از پیکر گیهان بود جرم زمین با همه زورآزمایی‌، با همه پهناوری

💡 چون کند زورآزمایی پنجهٔ خورشید عشق کی بسان صبح می ماند گریبانی درست

💡 ندارد سعی مردن آنقدر زورآزماییها کمال پهلوانی سر به خاک افکندنی دارد

💡 یکی از صاحبدلان زورآزمایی را دید به هم بر آمده و کف بر دماغ انداخته.

💡 دل که با خوبان بدخو آشنایی می‌کند شیشه‌ای با خاره‌ای زورآزمایی می‌کند

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز