زندگی، زیست یا حیات، مفهومی است که در آن تفاوتهای اساسی میان موادی که دارای ویژگیهای زیستی هستند و موادی که از این ویژگیها بیبهرهاند، نمایان میشود. به طور کلی، موجودات زنده بر اساس فرآیندهای پیچیدهای که در درون خود دارند، قادر به انجام فعالیتهایی هستند که نشاندهنده وجود حیات در آنهاست. این فعالیتها شامل پیامرسانی سلولی، که به تبادل اطلاعات میان سلولها کمک میکند، و همچنین خودکفایی، که به توانایی موجودات زنده در تولید انرژی و مواد مورد نیاز برای رشد و توسعه اشاره دارد، میباشد. در واقع، این فرآیندها به موجودات زنده این امکان را میدهند که با محیط خود تعامل داشته باشند، به تغییرات پاسخ دهند و به بقای خود ادامه دهند.
زندگی
لغت نامه دهخدا
زندگی. [ زِ دَ / دِ ] ( حامص، اِ ) زندگانی. ( از فرهنگ فارسی معین ). حیوة. ( ناظم الاطباء ). حیات. محیا. حیوان. نقیض مرگ. زندگانی. مقابل مردگی. مقابل مرگ و ممات. و آن صفتی است مقتضی حس و حرکت. ( از یادداشتهای بخط مرحوم دهخدا )
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
جملاتی از کلمه زندگی
چو خضر آمد ز باده سر بتابیم که آب زندگی با خضر یابیم
نمیرم همانا به جای دگر نگردد مرا زندگی بیشتر
کند زندگی بر مراد سخن چو او کی رسد کس به داد سخن؟