رنب
لغت نامه دهخدا
رنب. [ رُمْب ْ ] ( اِ ) موی زهار. ( برهان ) ( آنندراج ). رنبه. رمکان. روم. رومه. ( برهان ).
فرهنگ معین
(رُ نْ ) (اِ. ) موی زهار.
فرهنگ عمید
= رمکان
ویکی واژه
موی زهار.
جمله سازی با رنب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ای کرده رو چو سرکه چه گردد ار بخندی والله ز سرکه رویی تو هیچ برنبندی
💡 آرنبروک ۳۷٫۹۰ کیلومترمربع مساحت دارد ۵۸۱ متر بالاتر از سطح دریا واقع شدهاست.
💡 اسکات موریسون از نزدیکان مالکوم ترنبول، نخستوزیر پیشین استرالیا است.
💡 حسن را شرم محبت پرده داری می کند چشم بیدار نگهبان گرنباشد گو مباش
💡 چون علی کرده به حفظ شرع پیغمبر مصاف گرنبد ذاتش معین موسی دریا شکاف
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال نورنبرگ و باشگاه فوتبال لایپزیگ اشاره کرد.