لغت نامه دهخدا
مرنب. [ م َ ن َ ] ( ع ص ) کساء مرنب؛ گلیم که رشته های آن مخلوط به پشم خرگوش باشد. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).مؤرنب. و رجوع به مؤرنب شود. || ( اِ ) نوعی از موش بزرگ. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
مرنب. [ م َ ن َ ] ( ع ص ) کساء مرنب؛ گلیم که رشته های آن مخلوط به پشم خرگوش باشد. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).مؤرنب. و رجوع به مؤرنب شود. || ( اِ ) نوعی از موش بزرگ. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یک run بهطور طبیعی یک زیرآرایه است که مرتب شدهاست. runهای طبیعی در دادههای واقعی میتوانند در اندازههای مختلفی وجود داشته باشند. این الگوریتم به صورت بهینه نوع خاصی از مرتبسازی که به طول run بستگی دارد (بهطور مثال اگر اندازهٔ آن از مقدار خاصی کمتر باشد از مرتبسازی درجی استفاده میکند) بنابراین این مرنبسازی انطباقی نامیده میشود.