رعایا

لغت نامه دهخدا

رعایا. [ رَ ] ( ع اِ ) ج ِ رَعیَة. ( منتهی الارب ) ( دهار ). ج ِ رعیة به معنی محکومان و نگهداشته شدگان. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ). در تداول رُعایاتلفظ شود. ( فرهنگ فارسی معین ). ج ِ رعیة به معنی قوم و عامه مردم که آنان را راعی باشد. ( از اقرب الموارد ): اگر زیادتر از این خواسته آید رعایا را رنج بسیار رسد. ( تاریخ بیهقی ص 469 چ ادیب ). و رعایا را به عدل و تخفیف مخصوص دادم. ( فارسنامه ابن بلخی ص 76 ).... و درهای ظلم و جور بر طوایف رعایا بسته. ( سندبادنامه ص 9 ). که رعایا از وی در ظل عنایت...و حمایت باشند. ( سندبادنامه ص 6 ). و تحسین التفات زنگ غم و اندوه، از خاطر رعایا زدوده. ( سندبادنامه ص 74 ). رجوع به رعیت و رعیة شود. || ج ِ رعاویة ( شتر چرنده و بچرا گذاشته ). ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(رَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ رعیت.

فرهنگ عمید

= رعیت

فرهنگ فارسی

جمع رعیت
( اسم ) ۱ - عامه مردم گروهی که دارای سرپرست و راعی باشند. ۲ - کشاورزانی که برای مالک زراعت کنند. ۳ - اتباع پادشاه تبعه یک کشور.

جمله سازی با رعایا

💡 تا برق دیده، کشت رعایا بپروری؛ از ظل چتر، بر سر عالم سحاب خواه!

💡 یغما ز اشک و آه رعایای چشم و دل پیداست داد و داوری پادشاه ما

💡 با روی کار آمدن کریم خان زند صلح و آبادی به این ناحیه بازگشت. شیراز را پایتخت خود گردانید و در آبادانی آن کوشش نمود. ارگ کریمخانی، بازار وکیل، حمام وکیل و مسجد وکیل در شیراز از کریمخان زند ملقب به وکیل الرعایا به یادگار مانده‌است.

💡 پدرش میرزاعبدالوهاب معروف به میرزاپاشای وکیل الرعایا و پدربزرگش حاجی میرزا جعفر وکیل الرعایا بود. فرزندان وی میرزا صادق خان طباطبائی وکیلی (اجلال‌الملک)، میرزا سعید خان ناصر لشگر، میرزا موسی وکیل الرعایا (حاج وکیل) و  شرف السلطنه بودند.

💡 و ان ابا العباس اول قائم بأمر الرعایا ثم منصور ذوالخطر

💡 پدرش حاج عبدالله معین‌الرعایا از تجار و مالکان مشروطه‌خواه تبریز بود که چند دوره به نمایندگی مجلس شورای ملی رسید.

چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
دانشجو یعنی چه؟
دانشجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز