ربوب

لغت نامه دهخدا

ربوب. [ رَ ] ( ع اِ ) پسر زن مرد از شوهر دیگر. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || شوهر مادر. ( از اقرب الموارد ).
ربوب. [ رُ ] ( ع اِ ) ج ِ رُب. ( ناظم الاطباء ). ج ِ رُب، شیره سطبر از هر ثمر بعدِ فشاردن آن. ( آنندراج ). رجوع به رُب شود. || ج ِ رَب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به رَب شود.

فرهنگ معین

(رُ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ رب.

فرهنگ فارسی

جمع رب
( اسم ) ۱ - خداوند صاحب مالک. ۲ - مخدوم. ۳ - خدا پروردگار جمع ارباب.
پسر زن مرد از شوهر دیگر یا شوهر مادر

ویکی واژه

جِ رب.

جمله سازی با ربوب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وگفت: چون ربوبیت بر سرایر فرو آید جمله رسوم او محو گرداند و او را خراب بگذارد.

💡 یکی مربوب باشد زان دو نسبت که در اعیان ثابت داشت غیبت

💡 رفتار سهروردی خالی از غرابت نبوده است چنان‌که در عین کناره‌گیری از خلق و خلوت گزینی، اهل بحث و مناظره و جدل بوده است و شاید اگر این میل در او نبود ناگزیر از افشای سر ربوبیت نمی‌شد و تعصب قشریان را برنمی‌انگیخت و جان خویش بر سر این کار نمی‌نهاد.

💡 رب و مربوب خویش می ‌جوید نعمت‌اللّه سخن چنین گوید

💡 مودودی اصل و جوهر الوهیت را سلطه می‌داند. او تعاریف مشابهی از ربوبیت، عبادت و دین ارایه می‌دهد که مبتنی بر روابط سلطه‌آمیز میان خداوند و بندگانش است.

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز