رای گرفتن

لغت نامه دهخدا

رأی گرفتن. [ رَءْی ْ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) نظر مردم رادر امری بدست آوردن. اظهار نظر خواستن. طلب اظهار عقیده کردن درباره کاری. خواستن نظر و عقیده یکایک افراد در امر انتخابات و جز آن. اخذ رأی. معلوم ساختن نظر افراد در مورد انتخابات مجلس شوری و سنا یا انجمن شهر و معلوم داشتن عقیده و نظر وکیلان درباره مطلب مطرح شده در جلسه، و یا معلوم داشتن نظر و عقیده ٔگروهی حاضر در انجمن نسبت به مطلب مطرح شده ای. || اخذ رأی اعتماد مجلس، بوسیله دولت یا وزیر. || کار انجمنهای محلی نظارت صندوقهای انتخاباتی. || کار رئیس جلسه یک مجلس پس ازختم بحثها و مشاجره ها درباره یک مسئله یا قانون.

فرهنگ فارسی

نظر مردم را در امری به دست آوردن اظهار نظر خواستن.

جمله سازی با رای گرفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یلینک دهمین زنی بود که جایزه نوبل ادبیات را از آن خود کرد. او هنگام اعلام خبر برنده شدنش گفت نمی‌تواند برای گرفتن این جایزه به سوئد برود.

💡 به خاطر سرعتی که زبان مورچه‌خورک برای گرفتن مورچه و موریانه دارد به این خانواده تندزبانان گقته‌اند.

💡 در زمان تورنومنت شائو کان، اسکورپیون مقابل برادر جوان‌تر ساب-زیرو یعنی کوآی لیانگ قرار گرفت، کسی که برای گرفتن انتقام برادرش آمده بود. ساب-زیروی جوان بر اسکوریپون غلبه کرد اما قبل از این که بتواند او را بکشد با هجوم سایبورگ‌ها به ساب-زیرو(کوآی‌ لیانگ)، اسکورپیون فرصتی برای فرار کردن پیدا کرد.

💡 جدا از ورزش حرفه‌ای، دولت‌ها نیز در رقابت شدیدی برای گرفتن حق میزبانی مسابقات مهم ورزشی، به ویژه المپیک تابستانی و جام جهانی فیفا شرکت می‌کنند که معمولاً یکی از پیش‌نیازهای دریافت میزبانی، داشتن ورزشگاه‌های جدید است.

💡 ساختن بزم سور رای گرفتن به زور دوستی اندر حضور دشمنی اندر غیاب

نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز