دیگران

لغت نامه دهخدا

دیگران. ( اِخ ) ( تیگران ) برادر دیکران ( تیگران ) اول که در بیست وچهارمین سال سلطنت فیروزشاه پارسی بتخت ارمنستان نشست. ( از تاریخ ایران باستان ج 3 ص 2588 و 2589 ).

فرهنگ فارسی

برادر دیکران اول که در بیست و چهارمین سال سلطنت فیروز شاه پارسی بتخت ارمنستان نشست.

جمله سازی با دیگران

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر دیگران به عیش و طَرَب خُرَّمَند و شاد ما را غمِ نگار بُوَد مایهٔ سُرور

💡 چه کنم نظر به مه دگر که ز دل غم تو رود به در که ز دیگران دگران شود به تو بیشتر نگرانیم

💡 به خود گفتم: این جوان از صوفیان است و خواهد که بر دوش دیگران بار بود. به خدا سوگند که نزدش روم و سرزنشش کنم.

💡 من از دشمن فزون از نفس کافر کیش می ترسم ز دشمن دیگران ترسند و من از خویش می ترسم

💡 بکش مرا و مکن قصد دیگران تاکی به قصد کشتن من خون دیگران ریزی

💡 فغانی رخ متاب از آن کف پا گر دهد خاکت که از آب حیات دیگران کم نیست خاک او

جیران یعنی چه؟
جیران یعنی چه؟
آثار یعنی چه؟
آثار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز