دوستان
دوستان، که از منظر دستوری در زمرهٔ اسامی جای میگیرد، به لحاظ ریشهشناسی، صورت جمع کلمهٔ دوست است. دوست در زبان فارسی به معنای رفیق، دلدار، همراه و فردی است که با دیگری مودت، صمیمیت و علاقهٔ قلبی دارد. از این رو، کاربرد اصلی و متداول دوستان، اشاره به مجموعهای از اشخاص متعدد دارد که در قید مهر و دوستی با یک فرد، گروه یا مفهوم مشترک هستند و دلالت بر کثرت دارد. این تعریف بنیادین، چارچوب اصلی فهم این واژه را در زبان فارسی معیار تشکیل میدهد.
با وجود ساختار جمعی و دلالت بر کثرت، واژهٔ دوستان در گسترهٔ ادبیات و حوزههای مختلف کلامی زبان فارسی، از یک ویژگی معنایی خاص برخوردار است؛ بهطوریکه گاهی اوقات در مفهوم و ارجاع مفرد نیز استعمال میشود. این استعمال غیرمتعارف، اغلب در بافتهای خاصی مانند ندای خطابی و صمیمی مانند ای دوستان در خطاب به یک شخص واحد، یا برای بیان احترام و تکریم ویژه نسبت به مخاطب مفرد به کار میرود. این گونه از کارکرد، نشاندهندهٔ انعطافپذیری زبان و تمایل به استفاده از اشکال جمع برای تلطیف کلام یا القای صمیمیت و همدلی بیشتر است.
مترادفها
رفقا، یاران، همراهان، رفیقان
متضادها
دشمنان، بیگانگان
لغت نامه دهخدا
دوستان. ( اِ ) جمع دوست است اما گاه به معنی مفرد استعمال می شود. ( ناظم الاطباء ).
دوستان. ( اِخ ) نام یکی از دهستانهای چهارگانه بخش بدره شهرستان ایلام است. این دهستان بین دهستانهای علیشروان، شیروان چرداول، ارکواز و رودخانه صمیره واقع شده. منطقه ای است کوهستانی با هوای معتدل. آب قراء دهستان از چشمه تأمین می شود. محصول عمده، غلات و لبنیات و شغل عمده اهالی زراعت و گله داری است. از 12 آبادی تشکیل شده و جمعیت آن در حدود 1800 تن است. راههای دهستان مالرو میباشد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
فرهنگ فارسی
جمع دوست است اما گاه به معنی مفرد استعمال می شود.
جمله سازی با دوستان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 همه فساد و فنا باد دشمنان تو را که دوستان تو را خود صلاح هست و بقاست
💡 ز بسکه نقش مخالف ز دوستان دیدم بر آن شدم که زنم نقش خود بر آب امشب
💡 گر خون تازه میرود از ریش اهل دل دیدار دوستان که ببینند مرهم است