آتش شدن

مترادف‌ها

سوختن، مشتعل شدن

متضادها

خاموش شدن

فرهنگ فارسی

( آتش شدن ) ( مصدر ) ۱ - گرم شدن ( آب ). ۲ - آشوب بر خاستن شور و غوغا بهم رسیدن.

ویکی واژه

آتش‌شدن
بکار افتادن چیزی یا روشن کردن آتش در آن. سماور آتش می‌شد. «اسلامی ندوشن»

جمله سازی با آتش شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هر دو از دیدار آتش خوش شدند دست هم بگرفته در آتش شدند

💡 گریزی به هنگام زن زود نیست در آتش شدن کار هر دود نیست

💡 وجود خویش را اینجا فروزان در آن آتش شدند از عشق سوزان

💡 شخص جم ار مرده وار زنده بود بر سر آتش شدن ارزنده بود

💡 و گفت: غافل بودن از خدای سخت‌تر از آنکه در آتش شدن.

💡 قرب چیست اندر بر آتش شدن یا چو پروانه شدن تا خوش شدن

💡 با برخورد یک منبع حرارتی به مواد قابل اشتعال، خطر آتش شدن سریع محیط و گسترش شعله‌ها به سایر بخش‌های ساختمان بسیار زیاد می‌شود.

💡 وقتی که انسان از شدت خشم و فشار روانی دچار انفجار می‌شود، گویی تمام وجود او در حال آتش شدن و سوختن از درون است.

💡 مراقب باشید که در هنگام کار با وسایل برقی قدیمی، احتمال آتش شدن سیم‌ها و بروز حوادث ناگوار در خانه همواره وجود دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران