آسان کردن
مترادفها
ساده کردن، تسهیل کردن، هموار کردن
متضادها
سخت کردن، دشوار کردن
فرهنگ فارسی
( آسان کردن ) ( مصدر ) سهل کردن تسهیل.
ویکی واژه
آسانکردن
سهل و ساده کردن، راحت و بدون رنج کردن. ماشین، زندگی را آسان کرده است.
جمله سازی با آسان کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نامرادی زندگی بر خویش آسان کردن است ترک جمعیت دل خود را به سامان کردن است
💡 مطلب ما ترک سر بر خویش آسان کردن است گر لبی چون پسته زیر پوست خندان کردهایم
💡 اوبونتو توزیعی با تأکید بر راحتی استفاده برای کاربران، به خصوص کاربران تازهکار است که با راحتی و زیبایی خود توانسته رشد بالایی در جذب کاربر داشته باشد. این توزیع، برای آسان کردن کاربرد سیستمعامل گنو/لینوکس و نرمافزار آزاد برای همهٔ اقشار جامعه تلاش کرده و پشتیبانی نسبتاً خوبی از تمام زبانهای زنده دنیا از جمله زبان پارسی دارد.
💡 موسی (ع) از حقّ جلّ جلاله بدعا و مسألت خواست مشارکت برادر خویش هارون در نبوّت، تا او را یاری دهد بر تبلیغ رسالت و اداء امانت و آسان کردن کار بر خویشتن، تا او را فراغ تسبیح و تعظیم ذکر حق بود و کثرت عبادت بقدر امکان، و ربّ العزّة دعاء وی مستجاب کرد و هارون را در نبوّت شریک وی کرد و پشت وی باو قوی کرد.
💡 زده ای طعنه به حالم که چرا صبرت نیست؟ هجر را صبر نیارد به دل آسان کردن
💡 حالیکه نفر دوم با استفادهٔ دقیق از همان کلمات شنوندگان را خسته و عصبانی کند کمکهای بصری میتواند به آسان کردن ارتباطات مؤثر کمک کند و تقریباً همیشه در سخنرانیها
💡 هدف اصلی طراحی این اپلیکیشن جدید، آسان کردن فرآیند خرید آنلاین برای افراد سالمند و کاهش پیچیدگیهای معمول در پرداختهای الکترونیکی است.
💡 تلاش برای آسان کردن شرایط زندگی مردم از طریق اصلاح قوانین مالیاتی، یکی از اولویتهای اصلی دولت در سال جدید خواهد بود.
💡 مدیران شرکت باید با ایجاد بسترهای مناسب، امکان آسان کردن مسیر رشد شغلی کارکنان را فراهم آورده تا بهرهوری سازمان افزایش یابد.