آشفته‌بخت

لغت نامه دهخدا

( آشفته بخت ) آشفته بخت. [ ش ُ ت َ / ت ِب َ ] ( ص مرکب ) شقی. بدبخت. بشوریده بخت:
بدو گفت کای ترک آشفته بخت
بگرداد از تو همه تاج و تخت.فردوسی.

فرهنگ عمید

( آشفته بخت ) بدبخت، تیره بخت.

فرهنگ فارسی

( آشفته بخت ) ( صفت ) بدبخت بداقبال شقی.
شقی بدبخت

ویکی واژه

(قدیمی): بدبخت، بداقبال. بدو گفت کای تُرک‌ آشفته بخت/ بگرداد از تو همه تاج و تخت/ «فردوسی»

جمله سازی با آشفته‌بخت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ذوق بی‌سامانیم هر چند بر بالین نشست این سر آشفته‌بخت از خواب سامان برنخاست

محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
عفیف یعنی چه؟
عفیف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز