آتش‌ناک

لغت نامه دهخدا

( آتش ناک ) آتش ناک. [ ت َ ] ( ص مرکب ) آتشین:
با دل سنگینت آیا هیچ درگیرد شبی
آه آتشناک و سوز سینه شبگیر ما؟حافظ.- آتشناک کردن آتش زنه؛بیرون کردن آتش از وی: اوری الزند؛ آتش ناک کرد آتش زنه را. ( زمخشری ).

فرهنگ عمید

( آتشناک ) دارای آتش، آتشین، سوزان: با دل سنگینت آیا هیچ درگیرد شبی / آه آتشناک و سوز سینهٴ شبگیر ما (حافظ: ۳۶ حاشیه ).

فرهنگ فارسی

( آتشناک ) ( صفت ) آتشین سوزان.
( آتش ناک ) آتشین

ویکی واژه

بسیار اثر گذار، مهیج. آتشین. سوزان. این شعر غالباً گرم، تب‌دار، و آتش‌ناک می‌نماید. «زرین‌کوب»

جمله سازی با آتش‌ناک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شد آبروی عاشقان از خوی آتش‌ناک تو بنشین و بنشان باد خویش ای جان عاشق خاک تو

💡 تو بادی و من خاک تو، تو آب و من خاشاک تو با خوی آتش‌ناک تو صبر من آوار آمده

💡 آنکه نور دیده سازد روی آتش‌ناک را سرمه چشم ملائک ساخت مشتی خاک را

ساسات یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
پیش تخته یعنی چه؟
پیش تخته یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز