اتساع

معنی لغوی:

گشاد شدن: اتساع به معنای گشاد شدن یا فراخ شدن است. این واژه می‌تواند به افزایش ابعاد یا اندازه‌ها اشاره کند.

فراخی: به معنای پهناور شدن یا افزایش فضا است. این مفهوم می‌تواند به فضاهای فیزیکی یا معنوی اشاره داشته باشد.

کاربرد در ادبیات:

در علم بدیع، اتساع به معنای گفتن شعری است که بتوان آن را به چند نوع معنی و تفسیر کرد. این نوع شعر دارای لایه‌های معنایی مختلف است که به خواننده اجازه می‌دهد تا از زوایای مختلف به آن نگاه کند.

کاربرد در پزشکی:

در علم پزشکی، اتساع به معنای گشاد شدن هریک از عروق و شریان‌ها است. این وضعیت می‌تواند به دلایل مختلفی از جمله افزایش جریان خون یا پاسخ به نیازهای فیزیولوژیکی بدن اتفاق بیفتد.

زیاد شدن ثروت و دارایی: 

اتساع همچنین می‌تواند به معنای کثرت مال و ثروت باشد. در این زمینه، این واژه به افزایش منابع مالی و دارایی‌های فرد یا جامعه اشاره دارد.

لغت نامه دهخدا

اتساع. [ اِ ]( ع مص ) نُه شدن. ( تاج المصادر ). نُه تن شدن. || خداوند شترانی شدن که نه روز یک بار به آب شوند. || نهم به آب آمدن اشتر. ( تاج المصادر ).
اتساع. [ اِت ْ ت ِ ] ( ع مص ) فراخ شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). گشاد شدن ( در تداول عامه ). || فراخی. فراخا. گشادگی. سعه. وسع. وسعت. توسیع. فسحت. گنجایش: عرصه غزنه در اتساع بنیان و استحکام ارکان از جملگی بلاد عالم درگذشت. ( ترجمه تاریخ یمینی ). بعرصه ای از آن حدود که اتساعی داشت لشکر را عرض بازداد و صفها بیاراست. ( ترجمه ٔتاریخ یمینی ). || مقدرت. نضرت. نضارت. || کثرت مال. ملک. مکنت. ثروت. وفره. دولت.
- اتساع پیدا کردن؛ متسع شدن. پهن شدن. عریض شدن.
- اتساع حدقه؛ گشادگی ثقبه عنبیه بیش از حدّ طبیعی ( اصطلاح کحالی ).
- اتساع دادن؛ پهن گستردن. عرض دادن. عریض کردن. انبساط دادن.
- اتساع داشتن؛ گنجیدن.
ترکیب های دیگر:
- اتساع شعب قصبه ( اصطلاح طب ). اتساع عروق ( اصطلاح طب ). اتساع قلب ( اصطلاح طب ). اتساع معده ( اصطلاح طب ).
اتساع. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ تُسْع.

فرهنگ معین

(اِ تِّ ) [ ع. ] ۱ - (مص ل. ) فراخ شدن، گشاد شدن. ۲ - (اِمص. ) فراخی، وسعت، گنجایش. ۳ - کثرت مال و ثروت.

فرهنگ فارسی

گشادشدن، فراخ شدن، پهناورشدن، گشادگی وفراخی
۱ - ( مصدر ) فراخ شدن گشادشدن. ۲ - ( اسم ) فراخی فراخا گشادگی سعه وسع وسعت گنجایش. ۳ - ( مصدر ) منبسط شدن و باز شدن و گشوده شدن و حجیم شدن و فراخ شدن یکی از اعضائ ( مثل معده با رگها و یا روده ). ۴ - نضرت نضارت. ۵ - کثرت مال ملک مکنت و ثروت وسعت
نه تن شدن

جملاتی از کلمه اتساع

آنیزوکوری که در نور شدید بیشتر است نشان می‌دهد مردمک بزرگتر (که در شرایط روشن باید منقبض شود) مردمک غیرطبیعی است. این ممکن است نشان دهنده مردمک تونیک آدی، اتساع فارماکولوژیک، فلج عصب چشمی یا عنبیه آسیب دیده باشد.
آسیت‌های خفیف به سختی قابل تشخیص هستند، اما آسیت‌های شدید معمولاً منجر به اتساع شکم می‌شود. افراد مبتلا به آسیت به‌طور کلی از فشار فزاینده شکم و همچنین تنگی نفس به دلیل ضعف مکانیکی در دیافراگم شکایت می‌کنند.
آسیب خونرسانی مجدد با سندرم هیپرفیوژن مغزی (که گاهی اوقات «سندرم خونرسانی مجدد» نامیده می‌شود)، یک حالت اتساع عروق مغزی غیرطبیعی است.
آتلکتازی انبساط ناقص یا روی هم خوابیدن حباب‌های ریوی یا قطعه‌ای از ریه یا لب یا لب‌های ریه است. اتساع ناقص ریه‌ها در موقع تولد یا پیدایش حالت به‌هم چسبیده و بی‌هوا در قسمتی از ریه که ناشی از انسداد نایژه مربوط به آن یا فشار خارجی است باعث آتلکتازی می‌شود. در این بیماری هوای موجود در بافت قسمت مبتلای ریه جذب شده، دیواره‌های آن روی هم می‌خوابند.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم