لغت نامه دهخدا
اتحاف. [ اِ ] ( ع مص ) تحفه دادن.( تاج المصادر بیهقی ). هدیه فرستادن. تحفه فرستادن.
اتحاف. [ اِ ] ( ع مص ) تحفه دادن.( تاج المصادر بیهقی ). هدیه فرستادن. تحفه فرستادن.
( اِ ) [ ع. ] (مص م. ) تحفه دادن، ارمغان فرستادن.
چیزی به عنوان تحفه و ارمغان به کسی دادن، تحفه دادن، تحفه فرستادن.
تحفه دادن، تحفه فرستادن، چیزی بعنوان تحفه وارمغان بکسی دادن
( مصدر ) تحفه دادن هدیه فرستادن تحفه فرستادن.
تحفه دادن، ارمغان فرستادن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تفسیر بیضاوی همچنین توسط برخی نیز خلاصه شدهاست. حاجی خلیقه از الاتحاف بتمییز ما تبع فیه البیضاوی صاحب الکشاف نوشته محمد بن یوسف شامی به عنوان مختصر تفسیر بیضاوی یاد میکند. وی همچنین از مختصری متعلق به محمد بن محمد بن عبدالرحمان شافعی قاهری معروف به امام الکاملیه یاد میکند. همچنین شیخ عبدالرئوف منافی حادیث تفسیر بیضاوی را مستندیابی کرده و آن را الفتح السماوی بتخریج احادیث البیضاوی نامگذاری کردهاست.