توته. [ تو ت َ / ت ِ ] ( اِ ) گوشت زیادتی باشد که گاه در اندرون پلک چشم و گاهی در بیرون آن برآید و گاه به سرخی و گاه بسیاهی گراید و نرم بود و مانند توت سیاه آویخته باشد و گاه خون از وی روان شود و گاهی نشود. ( برهان ) ( از فرهنگ جهانگیری ) ( از فرهنگ رشیدی ) ( از انجمن آرا ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). و سبب آن خون فاسد سوخته است.( فرهنگ جهانگیری ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). رجوع به ترجمه داود ضریر انطاکی و بحر الجواهر و توثة شود.
توته. [ تو ت َ / ت ِ] ( اِ ) طوطی را گویند. ( برهان ) ( فرهنگ جهانگیری ) ( ناظم الاطباء ). توتی. طوطی. توتک. ببغا. بپغا. مرغک دانا. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به طوطی شود.
(تُ تَ یا تِ ) (اِ. ) گوشت زاید پلک چشم، جوش پلک، تراخم.
= تراخم
گوشت زائدپلک چشم، جوش پلک چشم، تراخم
( اسم ) گوشت زاید پلک چشم جوش پلک تراخم.
طوطی را گویند. توتک
{enation} [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] تورم یا برآمدگی تیغه ای یا نقطه ای یا سوزنی که در پشت برگ یا روی ساقه براثر تکثیر بیش ازاندازۀ یاخته ها به وجود می آید
گوشت زاید پلک چشم، جوش پلک، تراخم.
💡 آنا ماریا ماتوته، در ایران با ترجمه محمد قاضی به خوانندگان فارسیزبان معرفی شد، «پولینا چشم و چراغ کوهپایه»، اولین کتاب از این نویسنده اسپانیایی است که اولین بار در سال ۱۳۵۲ با ترجمه محمد قاضی در ایران منتشر شد و از آن زمان بیش از ده بار تجدید چاپ شدهاست.
💡 این اردوگاه که بهطور رسمی یک اردوگاه کاری تعیین شده بود، تحت کنترل مقامهای مسئول اردوگاههای کار اجباری نبود. با این حال شرایط موجود در آن با شرایط اردوگاه اشتوتهوف قابل مقایسه بود.
💡 او علاوه بر اینکه برای کودکان داستانهای بسیاری نوشته، برای بزرگسالان نیز رمان و داستانهای کوتاه منتشر ساختهاست. کتابهایش به هفده زبان ترجمه و تجدید چاپ میگردد. ماتوته از سبک رئالیسمی خاص خود در رمانها و داستانهایش بهره میبرد و آثارش در دانشکدههای ادبیات کشورهای اسپانیایی زبان و دیگر نقاط جهان تدریس و مورد تحلیل و نقد قرار میگیرند.