فرهنگ فارسی
۱ - ( اسم ) موزه ای که از پوست پشمدار بدوزند چکم. پشمین. ۲ - چوبهای فوقانی آلاچیق.
۱ - ( اسم ) موزه ای که از پوست پشمدار بدوزند چکم. پشمین. ۲ - چوبهای فوقانی آلاچیق.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چابقونچی، اگری باخشی مژگان یراقیدور اول غمزه اوغری، گوزلری اوغری یتاقیدور
💡 یکی از مهمترین ویژگیهای اساطیر ترکی این است که هر قبیله، هر چند کوچک، یک افسانه تبار شخصی دارد. به عنوان مثال، در اوغوزنامه، ابتدا افسانه تبار هر قبیله ذکر شده بیان شدهاست.
💡 آوتیک ساهاکیان در ۱۸۶۵م در شهر جلالاوغلی (استپاناوان کنونی در جمهوری ارمنستان)، متولد شد. تحصیلات متوسطه را در شوشی و تحصیلات تکمیلی و عالی را در مدرسهٔ کشاورزی پطروفسکی مسکو به پایان رساند.
💡 یورقانی اوغری قاپاندا، دئدی ملانصرالدین نیله سین چیلپاغیدی، اوغرو دا یورقانیله گئتدی
💡 ارسی، روستایی است از توابع بخش ایواوغلی و در شهرستان خوی استان آذربایجان غربی ایران.
💡 آلاپالاز اوغلی(متولد اردبیل)، خواننده و ردیفدان موسیقی سنتی دوره قاجار بود.