اساریر

لغت نامه دهخدا

اساریر. [ اَ ]( ع اِ ) ج ِ اَسْرار. جج ِ سرر. خطهاء کف و پیشانی. ( دستور اللغة ). || اساریر وجه؛ خطوط آن. || خوبی روی و هر دو رخسار. ( منتهی الارب ).

فرهنگ معین

( اَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ اَسرار. ججِ سِرُ به معنی خط های کف دست و پیشانی، چین و شکن روی پوست چهره و دست.

فرهنگ عمید

= اسرار

فرهنگ فارسی

جمع اسرار و جمع الجمع سر به معنی خطهای کف دست یاپیشانی، محاسن وخوبی های روی ورخسار
جمع اسرار خط های کف و پیشانی چین و شکنج چهره و دست.

ویکی واژه

جِ اَسرار. ججِ سِرُ به معنی خط‌های کف دست و پیشانی، چین و شکن روی پوست چهره و دست.

جمله سازی با اساریر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شیر ازین سخن خرّم‌دل و خندان روی گشت و سرور و شادمانی از اساریرِ پیشانی بنمود و از سرِ احماد و ارتضا فرمود:

💡 چون تو برداشتی نقاب جلال زان اساریر بر سریر کمال

💡 در روی تو از هدی اساریر در موی تو از خدا سرائر

💡 ملک‌زاده گفت: آورده‌اند که ملکی بود که از ملوک سلف، شش فرزند خلف داشت، همه بسماحتِ طبع و سجاحت خلق و نباهت قدر و نزاهت عرض مذکور و موصوف لیکن فرزند مهمترین که باقعهٔ القوم و واسطهٔ العقدِ ایشان بود، اسرارِ فرِّ ایزدی از اساریرِ جبهتِ او اشراق کردی و نور نظر الهی از منظر و مخبرِ او سایه بر آفاق انداختی و سر انگشت ایماءِ عقل از سیماءِ او این نشان دادی.

💡 در داستان‌های باستانی، پادشاهان و ملکه ها با شکوه و جلال بر اساریر طلایی خود می‌نشستند و بر قلمروهای وسیع خود فرمان می‌راندند.

💡 توصیفات شاعرانه از اساریر و تخت‌های سلطنتی در اشعار کلاسیک، تصویری بسیار باشکوه از دوران اوج قدرت امپراتوری‌های بزرگ ارائه می‌دهد.

💡 در رویاهای عجیب و غریب، او خود را بر روی اساریر بلندی نشسته و شاهد تماشای تغییرات بزرگ در جهان اطراف خود بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران