لغت نامه دهخدا
( آزاری ) آزاری. ( ص نسبی ) آزارنده. زننده:
سخن در نامه آزاری چنان بود
که خون از حرفهای او چکان بود.( ویس و رامین ).
آزاری. ( حامص ) تألم. تأثر. توجع. رنج. الم:
ابی آنکه بد هیچ بیماریی
نه از دردها هیچ آزاریی.فردوسی.
( آزاری ) آزاری. ( ص نسبی ) آزارنده. زننده:
سخن در نامه آزاری چنان بود
که خون از حرفهای او چکان بود.( ویس و رامین ).
آزاری. ( حامص ) تألم. تأثر. توجع. رنج. الم:
ابی آنکه بد هیچ بیماریی
نه از دردها هیچ آزاریی.فردوسی.
( آزاری ) زننده آزارنده تالم
منسوب به آزار؛ آذاری. ابر آزاری چمنها را پُر از احورا کند/... «منوچهری»
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قوه قضائیه مدعی است که نوید افکاری در دادگاه علنی و بدون هیچگونه شکنجه و آزاری محاکمه شده است و به اتهام مباشرت به قتل عمد حسن ترکمان بر اساس اسناد و مدارک محرز محکوم به قصاص شده و این حکم از سوی دیوان عالی کشور نیز عیناً تأیید شده است.
💡 دلم را برده از کف سنگدل شوخ دل آزاری که با ما نیست او را جز دل آزاری دگرکاری
💡 سوی من مگذر مبادا سر نهم بی اختیار بر رهت پای تو آزاری کشد از روی من
💡 در ادبیات فارسی، حیوانآزاری نکوهش شدهاست. بهطور مثال، سعدی در گلستان میگوید:
💡 کمیل پریکر روزنامهنگار تحقیقاتی که از الکلیسم رنج میبرد و به تازگی از بیمارستان روانی بعد از سالها خودآزاری مرخص شده و به مرکز شهرش یعنی ویندگپ ایالت میزوری برای تحقیق قتل ۲ دختر بچه بازمیگردد.
💡 از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۸، اولریش شولز توسط دادستانی عمومی مونیخ تحت تعقیب قرار گرفت. اتهام وی کودک آزاری بودهاست. وی پس از استرداد از پرتغال به آلمان، در دسامبر ۲۰۰۹ به چندین سال زندان محکوم شد.