کلمه «آرامکردن» به معنای فرو نشاندن، تسکین دادن، یا کاهش دادن شدت یک حالت یا وضعیت ناآرام و پرتنش است. این واژه در حوزههای مختلف جسمی، روحی و حتی محیطی به کار میرود. از نظر عاطفی، آرامکردن میتواند به معنای آسوده ساختن دل یا ذهنی مضطرب و نگران باشد، مانند زمانی که فردی با کلامی محبتآمیز یا رفتاری دلگرمکننده باعث تسکین نگرانیهای دیگری میشود. در حوزه فیزیکی، این واژه به معنای کاهش درد، خستگی یا هرگونه آشفتگی جسمی است. همچنین، در زمینههای اجتماعی یا محیطی، آرامکردن میتواند به معنای کنترل یک وضعیت پرتنش یا ایجاد سکون و نظم در محیطی آشفته باشد. این مفهوم گاه در معنای استعاری نیز به کار میرود، مانند آرامکردن خشم یا فرو نشاندن احساسات شدید. در ادبیات و گفتار روزمره، این واژه اغلب با مفاهیمی چون صلح، سکون، تسکین، و کاهش تنش همراه است و نشاندهنده فرآیندی است که از حالت آشفتگی به سوی آرامش پیش میرود.
آرامکردن
لغت نامه دهخدا
( آرام کردن ) آرام کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آرامانیدن. آرمش دادن. آرامش دادن. آرام بخشیدن. تسکین.
فرهنگ فارسی
( آرام کردن ) ( مصدر ) ۱- استراحت بخشیدن راحت بخشیدن آسایش دادن. ۲ - تسلی دادن تسکین بخشیدن. ۳ - مطمئن کردن.
آرامش یافتن
ویکی واژه
تسکین دادن، تسلی دادن. پدر داغ دیده را آرام کرد و او را به خانه برد.
(مجاز): ایجاد امنیت کردن در جایی، امن و بیخطر کردن.
جمله سازی با آرامکردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پلیس نیویورک به منظور آرامکردن متهمانِ درحالِ بازداشت، اجازه گرفتن آنها از ناحیه گردن و حلق را ندارد، هرچند این شیوه همچنان رایج است.