دورکاری

فرهنگستان زبان و ادب

{telework} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] هرنوع کاری که خارج از محیط کار اصلی انجام شود و در طی آن ارتباط کارمند و کارفرما، ازطریق اینترنت و از راه دور فراهم شود

ویکی واژه

هرنوع کاری که خارج از محیط کار اصلی انجام شود و در طی آن ارتباط کارمند و کارفرما، ازطریق اینترنت و از راه دور فراهم شود.

جمله سازی با دورکاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شرکت‌ها و کسب‌وکارها در یک پنل کاربری مشخص می‌توانند در آپ‌ورک اقدام به ثبت آگهی استخدام به صورت دورکاری یا فریلنسری کنند. همچنین آپورک به کارفرمایان اجازه، مصاحبه، بررسی رزومه و عقد قرارداد همکاری را می‌دهد. تعیین محدوده قیمتی انجام پروژه کاملاً توافقی بوده و توسط کارفرما و فرد متخصص، تعیین می‌گردد.

💡 پس از اینکه ایلومینیشن مک‌گاف به‌طور موقت بسته شد، ادامهٔ تولید این انیمیشن به صورت دورکاری انجام شد.

💡 بدو گفتم یکی مزدورکاری جوانی لاغری زردی نزاری

💡 طی دنیاگیری ویروس کرونا، قرنطینه عمومی موجب شد که مردم به ناچار به دورکاری، آموزش از راه دور و ارتباطات اجتماعی مجازی روی آورند. هزاران مدرسه و مؤسسه آموزشی با استفاده از نرم‌افزار زوم، کلاس‌های برخط تشکیل دادند. در بسیاری از کشورها، زوم خدمات خود را به مدارس ابتدایی تا متوسطه به صورت رایگان ارائه داد.