اجازه نامه

مترادف‌ها

مجوز، پروانه

متضادها

ممنوعیت، منع

لغت نامه دهخدا

اجازه نامه. [ اِ زَ/زِ م َ/م ِ ] ( اِ مرکب ) پروانه. جواز.

فرهنگ معین

( ~. مِ ) [ ع - فا. ] (اِمر. ) پروانه، جواز.

فرهنگ عمید

جواز، پروانه.

فرهنگ فارسی

( اسم ) پروانه جواز.

ویکی واژه

پروانه، جواز.

جمله سازی با اجازه نامه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 میرزا علی فلسفی، یکی از برجسته‌ترین درس آموزان مکتب سید ابوالقاسم خویی است که پیوسته تقریرات درس وی را می‌نوشت و استاد گاه خود با قلم خویش، مهر تائیدی بر پایان آن می‌نهاد یا کسانی را که مباحث مکتوب فقهی او را می‌خواستند به جزوه‌های ایشان ارجاع می‌داد. همین ویژگی‌های علمی بود که سبب شد هنگام بازگشت آیت‌الله فلسفی به تهران، اجازهٔ اجتهادی از سوی مرجع شیعه سید ابوالقاسم خویی به نام وی صادر شود. این گواهی که بدون اطلاع شخصی وی صدور یافته بود، نخستین اجازه نامه‌است که از سوی سید ابوالقاسم خویی به نام یکی از شاگردانش نوشته شده‌است و با این که به دلیل پیشگیری از صدور اجازه‌هایی از این دست، سعی بر کتمان آن بود، دیری پنهان نماند.

💡 در جون ۱۹۹۳ شرکت ناول آزمایشگاه‌های سیستم یونیکس را به همراه تمامی امتیاز یونیکس شامل حق تکثیر، نشانه تجاری و اجازه نامه قرارداد آن را خریداری کرد.

💡 برای شروع عملیات ساختمانی در این منطقه، حتماً باید ابتدا اجازه نامه لازم را از شهرداری دریافت کرده و تمامی مدارک قانونی را ارائه دهید.

💡 راننده خودرو بدون داشتن اجازه نامه معتبر برای حمل بار، توسط پلیس راهنمایی و رانندگی متوقف شد و از او جریمه سنگینی دریافت گردید.

💡 کارگران برای ورود به کارخانه صنعتی، موظف هستند اجازه نامه ورود را از بخش امنیت دریافت کرده و هویت خود را احراز کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران