برگچه

لغت نامه دهخدا

برگچه. [ ب َ چ َ / چ ِ ] ( اِ مصغر ) مصغر برگ. تقسیمات کوچکتر یک پهنه برگ را گویندکه ظاهراً نمای یک برگ اصلی را دارد، ولی با نداشتن زایده انتهائی دمبرگ متمایز است. برگ کوچک. برگک. || برگ گل. ورق گل. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ معین

(بَ چِ ) (اِمصغ. ) تقسیمات کوچکتر یک پهنة برگ، برگک، برگ کوچک.

فرهنگ عمید

۱. برگ کوچک.
۲. (زیست شناسی ) برگ گل.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- تقسیمات کوچکتر یک پهن. برگ را گویند که ظاهرا نمای یک برک اصلی را دارد ولی با نداشتن زاید. انتهای دمبرگ متمایز است برگ کوچک برگک. ۲- برگ گل ورق گل.

فرهنگستان زبان و ادب

{leaflet} [زیست شناسی- علوم گیاهی] هریک از بخش های برگ مرکب

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:لاله گوش

جمله سازی با برگچه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آقطی سرخ درختچه‌ای است به ارتفاع حدود ۴ متر با برگ‌هایی مرکب از چندین برگچهٔ دندانه‌دار، بیضی شکل و دراز، گل‌هایش سفیدِ مایل به سبز و مجتمع به صورت خوشه‌های منشعب و میوه آن قرمز مرجانی است.

💡 برگ‌های درخت آهن‌چوب بیابانی به رنگ سبز متمایل به آبی و شانه‌ای مرکب هستند. آن‌ها روی محور برگ (دمبرگ) به طول ۱۵ سانتی‌متر (۶ اینچ) با ۶ تا ۹ برگچه (یا گاهی تا ۱۵ برگچه با ۷ برگچه روبه‌رو و یک برگچه انتهایی) که هر کدام اندازه‌ای بین ۰٫۷ تا ۲٫۵ سانتی‌متر (۱/۴ تا ۱ اینچ) دارند، قرار گرفته‌اند. در قاعده هر دمبرگ برگ شانه‌ای، دو خار به طول حدود ۱ سانتی‌متر (۳/۸ اینچ) وجود دارد.

💡 آقطی سیاه از زمان‌های قدیم مورد مصرف مردم بوده‌است و از آن برای رفع امراض مختلف مانند دفع بلغم و صفرا استفاده می‌کرده‌اند. برگ‌های آن سبزرنگ، بیضوی، دندانه‌دار، بیدره و مرکب از ۵ تا ۷ برگچه است. اگر برگ‌ها شکسته و مالش داده شود، بوی بدی از آن متصاعد می‌شود. همه قسمت سبز گیاه سمی هستند.