برجستگی به معنای بالاتر بودن یا برآمدگی یک شیء نسبت به محیط اطرافش است. این اصطلاح همچنین میتواند به ویژگیها یا امتیازاتی اشاره کند که فرد یا چیز را از دیگران متمایز کرده و توجه را جلب میکند. به عبارت دیگر، هر چیزی که بتواند خود را بهوضوح در میان دیگران نشان دهد، دارای برجستگی است. این ویژگیها میتوانند شامل استعدادها، مهارتها، یا حتی خصوصیات ظاهری باشند که باعث میشوند فرد یا شیء مورد نظر نسبت به سایرین برتر به نظر برسد. لذا، برجستگی نه تنها نشاندهنده یک حالت فیزیکی، بلکه نمایانگر عوامل متمایزکنندهای است که به موجب آنها میتوانیم به سادگی به شناسایی و درک بهتر موضوعات بپردازیم.
برجستگی
لغت نامه دهخدا
برجستگی. [ ب َ ج َ ت َ / ت ِ ] ( حامص مرکب ). برجسته بودن. ( فرهنگ فارسی معین ). || جهندگی. ( ناظم الاطباء ). || ( اِ ) بلندی. ( فرهنگ فارسی معین ).
- برجستگی های بدن؛ نقاطی از بدن که برجسته نماید مانند پستان. ( فرهنگ فارسی معین ).
|| طاول و بثره و جوشش. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ عمید
برآمدگی، بالاآمدگی، بلندی.
فرهنگ فارسی
۱- برجسته بودن بر آمدگیبالا آمدگی. ۲- ( اسم ) بلندی. یا برجستگی های بدن. نقاطی از بدن که برجسته نماید مانند پستان زن.
ویکی واژه
rilievo
جمله سازی با برجستگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این برجستگیها زیردسته رشته کوههای کوردیلرا هستند.
💡 نسخهٔ شمعم که از برجستگیهای خیال مقطعم برتر گذشت از مطلع دیوان صبح
💡 از حسن عمل با خط برجسته از این پس تاریخ گواه است به برجستگی ما