لغت نامه دهخدا
باخت. ( مص مرخم، اِ ) از مصدر باختن. مقابل برد: برد و باخت. مغلوبیت در قمار. غرم. زیان. خیبت: برد قمار باخت است. آخر این باخت... از بهر برد... بود. ( کتاب المعارف ).
باخت. ( مص مرخم، اِ ) از مصدر باختن. مقابل برد: برد و باخت. مغلوبیت در قمار. غرم. زیان. خیبت: برد قمار باخت است. آخر این باخت... از بهر برد... بود. ( کتاب المعارف ).
۱. = باختن
۲. (اسم ) مالی که در قمار از دست می دهند.
اسم مصدر، یا مصدر مرخم از باختن، زیان، شکست در قمار یا مسابقه، مقابل برد
در مقابل برد زیان
perdita
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فصل ۲۰۰۸ = گروه شرقی، جایگاه هفتم در لیگ با ۴ برد و ۳۰ باخت.
💡 در قمار عشق باشد باختن نقش مراد تا کسی را دل نرفت از دست صاحبدل نشد
💡 پنجشنبه ۹ تیر، شماری از مالباختگان صرافی «کریپتولند» در اعتراض به بازنگشتن سرمایههای از دست رفته خود در برابر دادسرای عمومی و انقلاب تهران دست به تجمع اعتراضی زدند.
💡 مهر خان زلف چو چوگان همه بر دوش کمال وقت سر باختن است از تو چو گو میطلبند
💡 فصل ۲۰۱۳ = گروه شرقی، جایگاه دوم در لیگ با ۱۷ برد و ۱۷ باخت. (باخت در فینال به سیاتل استورم ۳–۰)
💡 موسم گل را ز خواب نوبهاران باختم بعد عمری می روم زین گلستان دامان تهی