امدادی

لغت نامه دهخدا

امدادی. [ اِ ] ( ص نسبی ) منسوب به امداد. ( فرهنگ فارسی معین ). || در اصطلاح ورزش در ورزشهای دو میدانی و دوچرخه سواری نوعی از مسابقه است که چند تن با فاصله های معین در یک مسیر ایستاده با کمک یکدیگر آن مسافت را طی کنند. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - منسوب به امداد ۲- در ورزشهای دو و میدانی و دوچرخه سواری نوعی از مسابقه است که چندین با فاصله های معینی در یک مسیر ایستاده با کمک یکدیگر آن مسافت را طی کنند.

جمله سازی با امدادی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اگر از حضرت فیضم رسد فیّاض امدادی عیار هر هنر باشم بهار هر چمن گردم

💡 غبار خود مگر با گریه از دل ها فرو شویم تو نیز ای دیده امدادی مرا در اشکباری کن

💡 در جریان زمین‌لرزه ۱۹۸۸ ارمنستان مانوکیان از نخستین ارسال‌کنندگان کمک‌های امدادی برای زلزله‌زدگان بود.

💡 مسابقات امدادی ۳٬۰۰۰ متر مردان در بازی‌های آسیایی ۲۰۲۲ در مرکز ورزش‌های رولری شیان‌تانگ، هانگژو در ۲ اکتبر ۲۰۲۳ برگزار شد.

💡 از افتخارات وی می‌توان به کسب مدال برنز ۱۰۰×۴ متر امدادی در بازی‌های المپیک تابستانی ۲۰۱۶ اشاره کرد.

پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز