اشکن

لغت نامه دهخدا

اشکن. [ اِ ک َ ] ( نف مرخم ) مخفف آن شکن است و در کلمه سنگ اشکن آمده است بمعنی سنگ شکن. رجوع به بهید و شکن شود.

فرهنگ معین

(اِ کَ ) (اِ. ) = شکن: چین و شکن.

فرهنگ عمید

= شکن

فرهنگ فارسی

( اسم ) چین و شکن.

ویکی واژه

شکن: چین و شکن.

جمله سازی با اشکن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دوش در صحرا به چوپان امردی آویختم خون خود چون شیر در اشکنبه او ریختم

💡 سهام این شرکت به‌طور کامل در اختیار دولت ازبکستان است. دفتر مرکزی ازبک نفتگاز در شهر تاشکند قرار دارد.

💡 یا رب، آن زلف تو هیچ اشکنه بی دل هست؟ دیر باز است که اندر دلم این مشکل هست

💡 شعر من زهر است و باشد در مزاجت سودمند سودمند آری بود مرکوفت را داراشکنه

💡 عمر در بند قبا وا کردن و بستن گذشت مانده ام عمریست در اشکنجه از پهلوی خویش

💡 ارتباط پاسگاه اشکنان، روستایی از توابع بخش اشکنان شهرستان لامرد در استان فارس ایران است.