لغت نامه دهخدا
احلی. [ اَ لا ] ( ع ن تف ) شیرین تر.
- امثال:
احلی من العسل.
احلی من میراث العمة الرقوب؛ و هی الَّتی لایعیش لها ولدٌ.
احلی من نیل المنی. ( مجمع الأمثال میدانی ).
احلی. [ اَ لا ] ( اِخ ) قلعه ای است در یمن. ( مراصد الاطلاع ).
احلی. [ اَ لا ] ( ع ن تف ) شیرین تر.
- امثال:
احلی من العسل.
احلی من میراث العمة الرقوب؛ و هی الَّتی لایعیش لها ولدٌ.
احلی من نیل المنی. ( مجمع الأمثال میدانی ).
احلی. [ اَ لا ] ( اِخ ) قلعه ای است در یمن. ( مراصد الاطلاع ).
( اَ لا ) [ ع. ] (ص تف. ) شیرین تر.
شیرین تر.
شیرین تر
( صفت ) شیرین تر.
قلعه ایست در یمن
شیرین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این قسمت از امپراتوری هلند سدهٔ ۱۷ در نوک جنوبی جزیرهٔ منهتن، به عنوان مقر دولت استعماری در «هلند جدید» در ایالتهای ساحلی اقیانوس اطلس آمریکای امروز تأسیس شد.
💡 ساحلی از بحر جودش گر نبودی کوه جودی تا قیامت نوح در کشتی به طوفان بودی اندر
💡 شایعه شده بود که او با همبازی خود در «گارد ساحلی» زک افران رابطه دارد. با این حال داداریو این شایعات را تکذیب کرد و گفت که او فقط دوست افرون است.
💡 به من باد مخالف حمله می آرد، نمی داند که من چون دامن تسلیم در کف ساحلی دارم
💡 در طول دههٔ ۲۰۱۰ میلادی، کوشش در جهت تنظیم حروف در یونیکد، ضبط دیجیتالی اشعار و متون قدیمی سواحلی، تنظیم دقیقتر رسم الخط الفبای عربی سواحلی ادامه داشت.
💡 اشرف العزیری (عربی: أشرف العزيري؛ زادهٔ ۸ ژوئیهٔ ۲۰۰۳) بازیکن فوتبال اهل مراکش است که در حال حاضر به صورت قرضی از لیون برای باشگاه ورزشی ساحلی دانکرک بازی میکند.