اعطاف. [ اَ ] ( ع اِ ) مهربانیها. ج ِ عطف. ( از کنز از غیاث اللغات ). ج ِ عِطْف. مهربانیها. ( آنندراج ) ( از ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ). || ج ِ عِطْف، بمعنی کرانه و جانب و بغل. ( ناظم الاطباء ): همه آن کفار را در اعطاف آن سهول و خبال و اکناف کهوف و غلال بشمشیر اسلام بفناء رسانیدند. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 352 ). به اطراف و اعطاف جهان فتحنامه ها روان کرد. ( ایضاً ص 48 ). اعطاف زمین از زحمت لشکر او متزلزل شد. ( ایضاً ص 120 ).
( اِ ) [ ع. ] (مص ل. ) ۱ - مهربانی و لطف کردن. ۲ - توجه و میل کردن.
= عِطف
جمع عطف به معنی جانب و بغل و کرانه چیزی
مهربانیها. جمع عطف
مهربانی و لطف کردن.
توجه و میل کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنکس که دل از هر دو جهان در کرمت بست بر وی چه بود گر بگشائی در اعطاف
💡 فاتت تجر علی السماء ذیولها میاسه الاعطاف فی جاراتها
💡 علیم نیست به عالم کسی زمنطق طیر به غیر ذات سلیمان کامل الاعطاف
💡 کوه سنگین دل اگر نظم تو بر وی خوانند چون درختش متمایل شود از ذوق اعطاف
💡 زهی فرخ ایالت والا که فراعطافش از اندیشه نظم و ربط امور خویشم بیش از آنچه دل می خواست آسوده داشت، و دامان استغنا را به توسط این و آن و تفقد آن و این آلوده نکرد، مصرع: چنین کنند بزرگان چو کرد باید کار. آقا محمد را به رحمت والا که ولیعهد حفظ خداست سپردم، فرد:
💡 یحکن لاعطاف الربی و جیوبها غلائل و شی مبهج و مطارفا