آب سبز
لغت نامه دهخدا
( آب سبز ) آب سبز. [ ب ِ س َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نام بیماریی در چشم، بسیار شایع که از فشار درونی چشم پدید آید.
فرهنگ معین
( آب سبز ) (بِ سَ ) (اِمر. ) نوعی بیماری چشم که باعث درد کرة چشم و محدود شدن میدان دید می شود.
فرهنگ فارسی
( آب سبز ) ( اسم ) بیماری در چشم که از فشار درونی چشم پدید آید.
نام بیماری در چشم
ویکی واژه
نوعی بیماری چشم که باعث درد کرة چشم و محدود شدن میدان دید میشود.
جمله سازی با آب سبز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جان بر خطّ لطیف تو کردم روان فدا از بهر آب سبزه شود در بهار خوش
💡 ز باده نشو و نما کرد زنگِ کُلفتِ من که آب سبزهٔ پامال را کند سرسبز
💡 بسکه گشتم به چمن محو خرام تو چو آب سبزه هر لب جو طرف کلاه است مرا
💡 نرفت زنگ ملال از دلم به باده ناب ز آب سبزه محال است پایمال شود
💡 آب سبزیجات دیگر عبارتند از: آب هویج، آب گوجه فرنگی و آب شلغم
💡 پس از بارشهای شدید و طولانی، آب سبز رنگی در رودخانه جاری شد که نشاندهنده جابجایی رسوبات و مواد آلی از کوهستان به سمت پاییندست بود.
💡 مشاهده آب سبز در استخر شنا میتواند نشانهای از رشد بیش از حد جلبکها باشد که نیاز به پاکسازی و استفاده از مواد ضدعفونیکننده دارد.
💡 در برخی از مناطق جنگلی، ترکیب نور خورشید و گیاهان زیر آب باعث ایجاد منظرهای از آب سبز و درخشان میشود که بسیار چشمنواز است.