استیز

لغت نامه دهخدا

استیز. [ اِ ] ( اِمص ) ستیز. ستیزه. رجوع به ستیزه و استیزه شود:
برآغالیدنش استیز کردند
بکینه چون پلنگش تیز کردند.ابوشکور.چون امیدت لاست زو پرهیز چیست
با انیس طبع خود استیز چیست.مولوی.

جمله سازی با استیز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آدم ز چه عریان شد دنیا ز چه ویران شد چون بود که طوفان شد ز استیزه که با مه

💡 برخی مطالعات نشان می‌دهد که آمریکاستیزی در ایران با خط مشی‌های سیاسی اسلام محور مرتبط است.

💡 ستیزه می‌کنی با خود کز این پس من چنین باشم ز استیزه چه بربندی؟ قضا را بنگر ای کودن

💡 در فرانسه استفاده از اسم آمریکاستیزی از سال ۱۹۴۸ فهرست بندی شده‌است، و در دهه ۱۹۵۰ وارد زبان سیاسی عامه شد.

💡 هلا این لوح لایح را بیا بستان از این موسی مکش سر همچو فرعونان مکن استیزه چون هامان

💡 او یک خداناباور است، اما خداستیزی را مورد انتقاد قرارداده و می‌گوید؛ نادیده‌گرفتن دین، به معنای نادیده‌گرفتن تمدن و بناهای تاریخی، دستاوردها و میراث آن است.

شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز