اعزام

لغت نامه دهخدا

اعزام. [ اِ ] ( از ع، اِمص ) در تداول عامیانه فارسی، فرستادن کسی یا کسانی را. ( یادداشت بخط مؤلف ).
- اعزام داشتن؛ فرستادن کسی یا کسانی را بجایی. روانه کردن.
- اعزام شدن؛ مأموریت یافتن کسی یا کسانی بجایی.
- اعزام کردن؛ گسیل داشتن. ارسال داشتن. فرستادن کسی یا کسانی پی کاری بجایی.

فرهنگ معین

( اِ ) [ ع. ] (مص م. ) در فارسی به معنای فرستادن، روانه کردن.

فرهنگ عمید

روانه کردن، فرستادن.

فرهنگ فارسی

روانه کردن، گسیل داشتن، فرستادن کسی بجائیباین معنی درفارسی استعمال میشود )
( مصدر ) فرستادن روانه کردن گسیل داشتن. توضیح بمعنی فوق اصطلاح ترکی است.

ویکی واژه

در فارسی به معنای فرستادن، روانه کردن.

جمله سازی با اعزام

💡 برخی ادعاها مبنی بر اعزام این نیروها تحت اسم «مدافع حرم» به سوریه در راستای حمایت نظامی، سیاسی، و اقتصادی جمهوری اسلامی از حکومت بشار اسد و سرکوب مردم سوریه می‌باشد. شورای ملی سوریه، معترضان سوری، و بعضی کشورها شامل آمریکا، اروپا، و انگلستان با ارائه مستنداتی نیروهای ایرانی در سوریه را به همدستی در جنایات علیه مردم سوریه و کشتار غیر نظامیان متهم می‌کنند.

💡 هنگامی که آنها در سال ۱۷۹۵ از فرانسه کمک خواستند، ناپلئون بناپارت جوان برای کمک به سازماندهی توپخانه عثمانی به قسطنطنیه اعزام شد. او نرفت، زیرا فقط چند روز قبل از آنکه بخواهد خاور نزدیک را بپیمای، با قرار دادن یک جمعیت پاریسی در ۱۳ وندمیار خود را برای فهرست مفید دانست و در فرانسه نگهداری شد.

سن سون یعنی چه؟
سن سون یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز