بذره

لغت نامه دهخدا

( بذرة ) بذرة. [ ب َ رَ ] ( ع اِ ) تخم. || پسر. || طفل. ( ناظم الاطباء ).
بذره. [ ب َ رَ / رِ ] ( اِ ) هنر و معرفت. ( ناظم الاطباء ). استعداد و قریحه. ( از اشتنگاس ).

فرهنگ فارسی

هنر و معرفت استعداد و قریحه.

جمله سازی با بذره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چنان دو نیمه کند خصم را که نیم از نیم بذره ای نپذیرد زیاده و نقصان

💡 این ترکیب در سال ۱۹۰۳ کشف شد. این ترکیب ذخیرهٔ اصلی فسفر در گیاهان و به‌ویژه در بذرها و سبوس گندم است.

💡 بذره گفت فروزنده مهر، کاین رمزیست برون ز عالم تدبیر و فکر امکانی

💡 او (برای زیارت) به حجاز سفر کرد و از مصر، سیسیل، سوریه و ظاهراً کشورهایی از حبشه و یمن گرفته تا عراق، ایران و هند دیدن کرد و پس از یادگیری کشت پنبه بازگشت و احتمالاً بذرها و گیاهان را برای باغ گیاه‌شناسی تولیدو آورد.

💡 وقتی عمر گل‌ها به پایان رسید، بذرها در داخل محفظه‌هایی به نام نیام قرار گرفته و تمام طول سال روی شاخه‌ها باقی می‌مانند.

💡 در عهد جدید کتاب عبرانیان به موضوع ارتداد اشاره شده‌است. در انجیل لوقا هنگامی که چهار نوع زمین توضیح داده می‌شود ایمان برخی افراد که به ارتداد منتهی می‌شود به بذرهایی بی ریشه و بر سنگلاخ افتاده تشبیه شده‌است.

ساسات یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز