آغ

لغت نامه دهخدا

اغ. [ اُ ] ( اِ صوت ) صدائی که در حین استفراغ از گلو برآید. ( فرهنگ نظام ): صدای اغ بچه را شنیدم، دویدم بیرون شانه هایش را گرفتم مبادابر زمین افتد. ( فرهنگ نظام ). و رجوع به اغ اغ شود.
- اُغ زدن؛ درحال استفراغ و قی از گلو صدا دادن. و مشتقات مصدر مذکور تمام استعمال می شوند: فلان دارد اغ می زند. ( از فرهنگ نظام ).

فرهنگ فارسی

صدائی که در حال استفراغ و قی از گلو بر آید.

ویکی واژه

سفید، رنگ سفید.
پوست سفید، انسان سفید.
آغ کردن، نفرین کردن، آه ناله کردن پشت سر کسی معمولا پدر یا مادر پشت سر فرزند نااهل.

جمله سازی با آغ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اغرام (به عربی: آغرام) یک شهرداری در الجزایر است که در استان بجایه واقع شده‌است. اغرام ۵۰٫۱۱ کیلومتر مربع مساحت و ۱۶٬۸۷۸ نفر جمعیت دارد.

💡 ز شمع‌ کشته داغی هم اگر یابی غنیمت دان نگاه حیرت انجامم تماشا داشت آغازم

💡 نگارینا میان بندد به خدمت زهره پیش من اگر گیرم تو را روزی به آغوش و کنار اندر

💡 بیضاوی در تفسیرش در آغاز هر سوره ابتدا نام سوره و سپس مکی یا مدنی بودن آن و شمار آیات هر سوره را ذکر می‌کند. همچنین اختلاف در شماره آیات یک سوره می‌پردازد. وی تنها در پنج مورد شامل فاتحه الکتاب، توبه، یس، محمد و ملک نام‌های دیگر سوره‌ها را بیان می‌کند.

💡 مخمور می شوقم و انجام شکست است مجنون ره عشقم و آغاز جنون است

💡 هر کمندی نکند صید مرا چون منصور صید چون دار به آغوش توان کرد مرا

نمایان یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز