بسنج
مترادفها
اندازه بگیر، ارزیابی کن، تخمین بزن
لغت نامه دهخدا
بسنج. [ ب ِ س َ ] ( اِ ) خشکی و داغی باشد که بر روی و اندام مردم افتد و آن را به عربی کَلَف خوانند. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( تذکره داود ضریر انطاکی ص 78 ). || ( فعل ) امر بر سنجیدن. ( برهان ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ).
فرهنگ معین
(بِ سَ ) ( اِ. ) کک و مک، خشکی و لکه ای که روی صورت انسان پیدا شود.
فرهنگ عمید
۱. خشکی پوست صورت.
۲. لکه ای که در چهرۀ انسان پیدا می شود، کک مک، کلف.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- خشکی.۲- داغی که برروی اندام مردم افتد کلف.
ویکی واژه
کک و مک، خشکی و لکهای که روی صورت انسان پیدا شود.
جمله سازی با بسنج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ای سخن ورزی که ناپخته نگویی یک سخن وان سخن را گر بسنجی از خرد میزان کنی
💡 او در زمینههای متنوعی مطالعه داشت از جمله: نظریه گرانش (نیروی جهانی که به سوی مرکز عالم، یعنی مرکز زمین، هدایت میشود)، وزن هوا، اثر مویینگی، استفاده از آبسنج برای اندازهگیری چگالی و تخمین دمای مایعات، نظریه اهرم، استفاده از ترازو برای ترازسازی و برای اندازهگیری زمان.
💡 نه به رنگ الفت بقا، نه ز بوی جلوه پرگشا مگر این نقد پوچ را تو بسنجی به سنگگل
💡 دانشمندان پیشنهاد دادند که اسکنر بیوفوتونیکی گزینهٔ خوبی است تا میزان آنتیاکسیدان بدن را به وسیلهٔ آن بسنجند.
💡 یا که خورشید درخشان را بسنجد باسها یا ز سیم قلب کوبد در ترازوی عیار
💡 در باور ایزدیها، شیطان دشمن اصلی بشریت نیست، بلکه مقربترین فرشته خداوند و نخستین آفریده اوست و ملکطاووس نام دارد؛ فرشتهای که خداوند تنها با این انگیزه به او فرمان داد به آدم سجده کند که او را بسنجد و هنگامی که او از سجده کردن سر باز زد، بر تقربش به درگاه الهی افزوده شد و خداوند اداره جهان را به او سپرد.
💡 قبل از اینکه تصمیم نهایی خود را برای خرید این خودروی گرانقیمت بگیری، بهتر است تمام ویژگیها و قیمتهای بازار را به دقت و وسواس بسنج.
💡 سعی کن موقع صحبت با دیگران، میزان صمیمیت و احترام را به درستی بسنج تا دچار سوءتفاهمهای ناخواسته و تلخ در روابط اجتماعی خود نشوی.
💡 وقتی میخواهی پروژهی جدید خود را شروع کنی، ابتدا تمام ریسکها و فرصتهای موجود در مسیر پیش رو را با دقت بسیار زیاد بسنج.