برگرفته

لغت نامه دهخدا

برگرفته. [ ب َ گ ِ رِ ت َ / ت ِ ]( ن مف مرکب ) برداشته شده. مأخوذ. || ربوده. || برچیده. || حمل شده. نقل شده. || قبول شده. پذیرفته. مقبول. || پوشانده شده. || رانده. محوشده. تراشیده. ( فرهنگ فارسی معین ). || کسی که دستگیری او کرده باشند. نواخته. پرورده. و بدین معنی اکثر ازخاک برگرفته مستعمل است. ( از آنندراج ):
چون قطره برگرفته خود را جهان سلیم
بر آسمان رساند و از کف رها کند.محمدقلی سلیم ( از آنندراج ).و رجوع به برگرفتن شود. || برافراشته.
- برگرفته دنب؛ که دم خود بلند داشته باشد چون سگ و اسب و جز اینها: صیادی سگی معلَّم داشت، ازین پهن بری، باریک ساقی، لاغرمیانی، فربه سرینی، افگنده گوشی، برگرفته دنبی. ( سندبادنامه ص 200 ).

فرهنگ معین

( ~. گِ رِ تِ ) (ص مف. ) ۱ - برداشته شده. ۲ - ربوده. ۳ - رانده، محو شده.

فرهنگ عمید

۱. برداشته شده.
۲. نواخته، پرورده: چون قطره بر گرفتهٴ خود را جهان سلیم / بر آسمان رساند و از کف رها کند (سلیم: لغت نامه: برگرفته ).
۳. بالابرده شده.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- برداشته شده مائ خوذ. ۲- ربوده. ۳- برچیده. ۴- حمل شده نقل شده. ۵- قبول شده پذیرفته مقبول. ۶- پوشانده شده. ۷- رانده محو شده تراشیده.

ویکی واژه

برداشته شده.
ربوده.
رانده، محو شده.

جمله سازی با برگرفته

💡 بَلْ یُرِیدُ کُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ بلکه میخواهد هر یکی از مشرکان قریش أَنْ یُؤْتی‌ صُحُفاً مُنَشَّرَةً (۵۳) که ببالین هر یکی نامه‌ای بنهند گشاده و مهر برگرفته.

💡 در همه نقشه‌های کهن که دریای جنوب ایران و شبه جزیره عربی را دربرگرفته نام خلیج فارس و معادل‌های آن ثبت شده‌است.

💡 در هوای سایه‌ای عنقای آن خورشید لطف دل به غربت برگرفته عادت عنقاییی

💡 این منطقه دارای کنج های فراوانی بوده و یکی از قدیمی ترین مناطق تاریخی ایران برگرفته از کتاب سرزمین جاوید اثر رومن گیرشمن با نام قدیمی ساس که نمادی از سلسله ساسانیان بوده است

💡 دنیا چون کانی ماند که آنچه در آن است همانند چیزی است که از آن برگرفته شده است. و تمامی چیزهایش به نابودی و زوال نزدیک است.

💡 منصور با کمک خاندان ایرانی برمکیان دستگاه دیوانی قدرتمندی ایجاد کرد که بیشتر برگرفته از رسوم اداری ساسانیان بود.

بنده پروری یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
آجودان یعنی چه؟
آجودان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز