لغت نامه دهخدا
برانگیخته. [ ب َ اَ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) مبعوث. || بلندشده. برخاسته. || تحریک شده. وادارشده. منبعث.تحریض شده. ( ناظم الاطباء ). رجوع به برانگیختن شود.
برانگیخته. [ ب َ اَ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) مبعوث. || بلندشده. برخاسته. || تحریک شده. وادارشده. منبعث.تحریض شده. ( ناظم الاطباء ). رجوع به برانگیختن شود.
( ~. اَ تَ ) (ص مف. ) تحریک شده، تحریض گردیده.
۱. وادارشده.
۲. تحریک شده.
( اسم ) تحریک شده تحریض گردیده.
{excited} [شیمی، مهندسی بسپار] ویژگی هـر سامانه که در حـالت پایه نباشد
تحریک شده، تحریض گردیده.
💡 بر اساس قانون جدیدی که به امضاء حامد کرزای، رئیس جمهور افغانستان رسیده، زنان شیعهمذهب موظفند، در هر زمان نیازهای جنسی شوهرشان را برآورده کنند. بر طبق قانون جدید، زنان حق ندارند بدون اجازهی همسر از منزل خارج شوند. قانون جدید خشم مدافعان حقوق زنان را برانگیخته است. دویچه وله فارسی
💡 آن کداماند و کیاناند و کجا میباشند کز خرد دور و برانگیخته با اوباشاند
💡 سنبل است آنکه تو از لاله برانگیختهای یا بنفشه است که بر طرف چمن ریختهای
💡 شهر بر هم زده آشوب دو چشم سیهت این چه فتنه است ندانم که برانگیختهای
💡 بعد از اینکه احمد قوام در هجدهم آذر ۱۳۲۶ نتوانست از مجلس رأی اعتماد بگیرد و دولتش سقوط کرد، حکیمی بار دیگر به نخستوزیری رسید و در ششم دی دولت خود را به مجلس معرفی کرد. او در نخستین اقدام حکومت نظامی را که اعتراضات گستردهای برانگیخته بود در ۲۲ دی ۱۳۲۶ لغو کرد.
💡 مقاله اصلی ویگنر واکنشهای زیادی را در طیف وسیعی از رشتهها برانگیخته و الهامبخش بودهاست. این واکنشها شامل ریچارد همینگ در علوم کامپیوتر، آرتور لسک در زیستشناسی مولکولی، پیتر نورویگ در دادهکاوی، مکس تگمارک در فیزیک، ایور گراتان-گینس در ریاضیات و ولا ولوپیلای در اقتصاد بودهاست.