بذی

لغت نامه دهخدا

بذی. [ ب َ ذی ی ] ( ع ص ) بیهوده گوی و بدزبان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). بی شرم. ( نصاب از یادداشت مؤلف ) ( مهذب الاسماء ). مرد فاحش بی شرم. ( غیاث اللغات ). ناسزاگوی. ج، ابذیاء. ( از اقرب الموارد ). هرزه گوی. ( یادداشت مؤلف ).
بذی ٔ. [ ب َ ] ( ع ص ) مرد بد و زشت گفتار و حقیر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). فحش گو. ج، ابذیاء. ( از معجم متن اللغة ). بدزبان. دهان دریده. فاحش اللسان. ( یادداشت مؤلف ). || جای بی چراگاه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از ذیل اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(بَ ) [ ع. ] (ص. ) بی شرم، شوخی کن، ناسزاگو.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- بی شرم.۲- بد زبان ناسزاگوی.

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
ب (۲۶۴۹ بار)ذی (۲۴ بار)

ویکی واژه

بی شرم، شوخی کن، ناسزاگو.

جمله سازی با بذی

💡 سواد سایه چتر تو نور دیده دولت غبار نعل شبذیر تو نیل چهره حورا

💡 و قال مجاهد لو انفق انسان ماله کلّه فی الحق ما کان تبذیرا و لو انفق مدا فی باطل‌کان تبذیرا.

💡 در صف کرّوبیان دیدم پیمبر مخبری روح قدسی را بذیل کبریایش اعتصام

💡 جمعی از وعد و عید او متحیر و از زجر و تهدید او متغیر، هر یک بر گناهی آهی می کرد و بر تبذیری تشویری می خورد، آب از دیده ها می دوید و بر سینه ها می چکید.

💡 ۶. منع اسراف و تبذیر در همه شئون مربوط به اقتصاد، اعم از مصرف‌، سرمایه‌گذاری‌، تولید، توزیع و خدمات‌.

💡 با غبار نعل شبذیر تو می‌ارزد کنون خاک آذربایجان، مشگ ختن را خون بها

دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز