بدور

لغت نامه دهخدا

بدور. [ ب ُ ] ( ع مص ) پیشی گرفتن و شتافتن سوی چیزی. ( از منتهی الارب ) ( ازناظم الاطباء ). پیشی گرفتن. سوی چیزی شتافتن. ( تاج المصادر بیهقی ). مبادرة. اسراع. ( از اقرب الموارد ).
بدور. [ ب ُ ] ( ع اِ ) ج ِ بَدْر. ( ناظم الاطباء ) ( غیاث اللغات ) ( از اقرب الموارد ):
ساحت سینه های مشتاقان
زآرزوی تو شد بدور و شموس.سنایی.|| ج ِ بدرة. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به بدر و بدرة شود.

فرهنگ عمید

۱. [جمعِ بَدرَة] = بدره
۲. [جمعِ بدر] = بَدر

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع بدره خریطه ها همیانها.

جمله سازی با بدور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این قمر به گروه کارمه تعلق دارد که قمرهای نامنظمی دارد که با حرکت مخالف گرد و فاصله بین ۲۳ و ۲۴ گیگا متر وانحراف ۱۶۵درجه بدور مشتری می‌چرخند.

💡 جام تو، ای می فروش، بی می راحت مباد زانکه بدور توام از غم دوران خلاص

💡 آب میگردد بدور لعل او از دود خط یاد آن روزی که حلوای لبش بی دود بود؟!

💡 اگر در شرع دیدار رخ نیکو خطا باشد بدور روی او چشمی نبینی از خطا بسته

💡 تخت‌سنج ابزاری است مکانیکی برای اندازه‌گیری و محاسبهٔ مساحت بر روی کاغذ که با حرکت دادن نوک سوزن مربوط آن بدور محیط

جیران یعنی چه؟
جیران یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز