لغت نامه دهخدا
باستان شناس. [ ش ِ ] ( نف مرکب ) شناسنده آثارباستانی. دانای علم به آثار تاریخی. عالم به علم باستان شناسی ( علم به آثار عتیقات ). آرکئولوگ. ( لغات مصوبه فرهنگستان ایران ).
باستان شناس. [ ش ِ ] ( نف مرکب ) شناسنده آثارباستانی. دانای علم به آثار تاریخی. عالم به علم باستان شناسی ( علم به آثار عتیقات ). آرکئولوگ. ( لغات مصوبه فرهنگستان ایران ).
شناسندۀ آثار باستانی، عالِم و متخصص در علم باستان شناسی، عتیقه شناس، آرکئولوگ.
شناسنده آثار باستانی، عتیقه شناس
( اسم ) متخصص باستان شناسی عتیقه شناس.
{archaeologist} [باستان شناسی] پژوهشگر متخصصی که دربارۀ گذشتۀ انسان ازطریق بقایای مادی مطالعه و آن را بازسازی می کند
باستانشناس
حوزه: باستانشناسی. پژوهشگر متخصصی که دربارۀ گذشتۀ تمدن انسان ازطریق آثار و بقایای مادی مطالعه و آن را بازسازی میکند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او در خلال سفر اکتشافیاش در آسیای میانه کوههای پامیر را کاوید، سرچشمهٔ رودهای برامپورا، سند و ستلج را یافت و دریاچه لوپنور، ویرانههای شهرهای باستانی و مکانهای باستانشناسی و دیوار چین را نیز در بیابان حوضه تاریم مورد بررسی قرارداد. نتیجهٔ بسیاری از کاوشهای او پس از مرگش منتشر شد.
💡 این بقعه آرامگاه سه تن از بزرگان ابهر میباشد. در مجاورت بقعه ساختمانهایی میباشد که امروزه از آنها به عنوان موزه باستانشناسی ابهر استفاده میشود. به گفتهٔ محمد آقامحمدی این بنا بر بقایای خانقاهی متعلق به قرن چهارم هجری ساخته شدهاست. خانقاه اولیه متعلق به ابوبکر محمد بن عبدالله ابهری متوفی ۳۳۰ هجری قمری بودهاست.
💡 بر پایه کاوشهای باستانشناسی و نوشتههای یونانیان آنها پیش از اسکیتها به آسیا رسیدهاند و اسکیتها در آینده جای ایشان را در سرزمینشان گرفتهاند.
💡 تپه وزیارت چهل دختران: این زیارت در یک کیلومتری جنوبغرب کله مناره موقعیت دارد که از طرف شمال به زمینهای زراعتی و منازل رهایشی، از جنوب و از شرق نیز به منازل مسکونی و از غرب به قلارتپه محاط است. آبدهٔ مذکور نظر به هدایت و گزارش هیئت باستانشناسی، ارزش فرهنگی دارد که باید حفظ و نگهداری شود.