( بادآور ) بادآور. [ وَ ] ( ن مف مرکب ) مخفف و مرخم بادآورد.کنایه از چیزی باشد که مفت و بی تعب بدست آید. ( برهان ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). رجوع به بادآوردشود. مالی که بدست آید. آنچه را باد با خود آورد. ( شعوری ) ( فرهنگ لغات شاهنامه ). رجوع به بادآورد شود. || قلم. این معنی در هیچیک از فرهنگها نیامده است. ( شرفنامه منیری ). || سخن. این معنی در هیچیک از فرهنگها نیامده است. ( شرفنامه منیری ). || چون باد: اسب بادآورد:
یکی ترجمان را ز لشکر بخواند
به گل گون بادآورش برنشاند.فردوسی.|| شوکةالبیضاء. رجوع به بادآورد شود.
بادآور. [ وَ ] ( اِخ ) مخفف و مرخم بادآورد، گنج خسروپرویز:
دگرگنج کش نام بادآور است
فراوان درو زیور و گوهر است.فردوسی ( ازآنندراج ).دگر گنج بادآورش خواندند
شمارش بکردند ودرماندند.فردوسی.
( بادآور ) (وَ ) (اِفا. ) هر خوراکی که نفخ آورد.
( بادآور ) ویژگی غذایی که تولید نفخ می کند، بادآورنده، نفخ آور.
( باد آور ) گنج خسرو پرویز [ دگر گنج کش نام باد آور است فروان در او زیور و گوهر است ] ( فردوسی )
( صفت اسم ) ۱- آنچه که باد آنرا بیاورد ۲ - چیزی که مفت و بی تعب بدست آید مالی که بی رنج بدست آید. ۳ - همچون باد سریع تند. ۴- باد آورد شوکه البیضائ.
کنایه از چیزی که بی تعب بدست اید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بسرعت برق آن باد پاروان شد و بود خدایگان بفرازش چو گنج بادآور
💡 تا ز خسرو آبروی آتش زرتشت ریخت گنج بادآور ز حسرت خاک بر سر میکند
💡 خسرویها به هوایت دل مسکینم کرد گنج بادآور من خاک سر کوی تو بود
💡 یافتم گنجی وز آن ترسم که روز داوری جنگ با داور فتد زین گنج بادآور مرا
💡 باکف زربخش گفتی از بر تازنده رخش جای بر باد سبک پی گنج بادآور گرفت
💡 کنایت از قلم تست مرغک دانا عبارت از سخن تست گنج بادآورد