معنی و ریشه
اویس یک نام مردانه با ریشه عربی است که به معنای گرگ باهوش میباشد. این نام به عنوان یک اسم مذهبی و تاریخی شناخته میشود و در فرهنگهای اسلامی و عربی دارای معنا و ارزش خاصی است.
شخصیت تاریخی
اویس قرنی یکی از شخصیتهای مهم تاریخ اسلام و از تابعین صدر اسلام به شمار میآید. او به عنوان یک عارف و پارسا شناخته میشود و در زمان پیامبر اسلام (ص) زندگی میکرد. وی به دلیل پارسایی و ویژگیهای اخلاقیاش شهرت دارد و در تاریخ به عنوان یک فرد مورد احترام در میان مسلمانان شناخته میشود.
نقل قول معروف
حدیث معروفی که در مورد اویس آمده است، شامل عبارتی از پیامبر اسلام (ص) است که میفرماید: «انّی اَشَم رائحة الرحمن من جانب الیمن» (من رایحه و عطر خداوند را از جانب یمن حس میکنم)، که این حدیث به اویس اشاره دارد و نشاندهنده مقام والای او در نزد خداوند است.
تاریخ و فرهنگ
این نام همچنین به دو تن از شاهان جلایری از سلسله جلایران در قرن هشتم هجری نیز اشاره دارد که نشاندهنده گستردگی استفاده از این نام در تاریخ ایران و اسلام است.
اویس. [ اُ وَ ] ( ع اِ ) گرگ.( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( شرفنامه منیری ). یکی از نامهای گرگ است که به عربی ذئب گویند. ( برهان ).
اویس. [ اُ وَ ] ( اِخ ) نام ولیی که از قرن بوده. ( شرفنامه منیری ) ( برهان ). رجوع به اویس قرنی شود.
اویس. [ اُ وَ ] ( اِخ ) ( شیخ... ) ابن شیخ حسن دومین ازآل جلایر ( 757 هَ. ق. تا 777 هَ. ق. ):
من از جان چاکر سلطان اویسم
اگر چه یادش ازچاکر نباشد.حافظ.در هر یک از دو خانواده آل مظفر، ملوک فارس وجلایریان، ملوک بغداد سلطان اویس نامی بوده است که هردو معاصر خواجه و هر دو ممکن است ممدوح خواجه در این غزل باشند و قرینه ای بر تعیین هیچکدام در این غزل موجود نیست. ( قزوینی ). و رجوع به ترجمه طبقات سلاطین اسلام لین پول شود.
اویس. [ اُ وَ ] ( اِخ ) از خاندان بادوسپان ( 973 - 975 هَ. ق. ) که در نور مازندران حکومت داشت. ( التدوین ).
( سلطان ) جلایری از آل جلایر ( جل. ۷۵۷ ه. ق. / ۱۳۵۶ م. ف. ۷۷۶ ه. ق. / ۱۳۷۴ م. ) ابن شیخ حسن بزرگ موسس آل جلایر. اویس تبریز را از تصرف پادشاهان ازبک بدر آورد ( ۷۵۹ ) حکمران خلاط را به قتل تیمور تاش وا داشت ( ۷۶۲ ) به جهت شاه محمود مظفری برای تسلط بر فارس مدد فرستاد ( ۷۶۵ ) موصل و دیار بکر و بغداد را به تصرف در آورد ( ۷۶۶ ) و سپس ری را تسخیر کرد ( ۷۷۲ ).
گرگ
از خاندان بادوسپان است ۹۷۵ - ۹۷۳ که در نور مازندران حکومت داشت.
اسم: اویس (پسر) (عربی) (مذهبی و قرآنی، تاریخی و کهن) (تلفظ: oveys) (فارسی: اويس) (انگلیسی: oveys)
معنی: نام یکی از عارفان و پارسایان، از یاران پیامبر ( ص )، ( اَعلام ) ) نام یکی از عارفان و پارسایان و تابعین صدر اسلام، مشهور به اویس قرنی [قرن اول هجری] که حدیث نبویِ «انّی اَشَم رائحة الرحمن من جانب الیمن» [من رایحه و عطر خداوند را از جانب یمن حس می کنم] راجع به اوست، ) نام دو تن از شاهان جلایری از سلسله ی جلایریان در قرن و هجری، مشهور به اویس قرنی، گرگ کوچک، شخصی پارسا که از تابعین بوده است
اویس نامی مردانه فارسی به معنای گرگ باهوش است. اُویس ممکن است از دو بخش اُ بجای او در زبان فارسی و ویس (ویث) که ظاهراً اصطلاح قومی قبیلهای بوده و اصطلاحاتی مانند ویسه یا ویثه از آن انشقاق مییابند.
💡 میگفت نه همه خواهم. باز خطاب میآمد که چندین هزار هزارِ دیگر به تو بخشم مرقع بپوش. می گفت همه را خواهم. همچنان در مناجات میگفت و میشنود تا صحابه را صبر نبود. برفتند تا او را در چه کار است؟ بدو رسیدند. تا اویس ایشان را بدید گفت: آه، چرا آمدید؟ اگر این آمدن شما نبودی مرقع در نپوشیدمی تا همه امت محمّد را بِنَخواستمی. صبر بایست کرد.
💡 چون اویس از خویش فانی گشته بود آن زمینی آسمانی گشته بود
💡 دریای جود، شیخ اویس آنکه دولتش آب نهال عدل ز تیغ یمان دهد