امجاد

لغت نامه دهخدا

امجاد. [ اِ ] ( ع مص ) بزرگ داشتن و ببزرگی ستودن. || بسیار بخشیدن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ). || به سیری وفراخی رسیدن شتران. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ).سیر خورانیدن شتران را یا پر شکم چرانیدن یا نیم شکم علف دادن یا از گیاه تر قریب به سیری رسیدن. || به چراگاه بسیار گیاه در افتادن. || فرزند ماجد آوردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
امجاد. [ اَ ] ( ع ص،اِ ) ج ِ ماجد و مجید. ( از ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ). بزرگان. ( از غیاث اللغات ) ( آنندراج ). بزرگواران. ( فرهنگ فارسی معین ). ج ِ مجد. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(اَ ) [ ع. ] (ص. ) جِ ماجد، مجید، بزرگواران.
(اِ ) (مص م. ) ۱ - بزرگ داشتن، به بزرگی ستودن. ۲ - بسیار بخشیدن.

فرهنگ عمید

۱. [جمعِ ماجد] = ماجد
۲. [جمعِ مَجید] = مجید

فرهنگ فارسی

بزرگواران، جمع ماجد و مجید و مجد
( مصدر ) ۱ - بزرگ داشتن ببزرگی ستودن ۲ - بسیار بخشیدن.

ویکی واژه

جِ ماجد، مجید؛ بزرگواران.
بزرگ داشتن، به بزرگی ستودن.
بسیار بخشیدن.

جمله سازی با امجاد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بی‌طمع باش اگر همی خواهی تا نیفتی ز پایهٔ امجاد

💡 چون جناب قدوه الامجاد فخرالذاکرین شد به باغ خلد نزد آل یاسین همنشین

💡 بزرگوار خدایا ببخش (صامت) را به حق جاه نبی و آله الامجاد

💡 بود جناب معلای او مطاف انام به مصطفای معلا و عترت امجاد

💡 مهلاً بنی الامجاد ان نقص العدی منکم خظوظاً لا یطول مقامها

💡 تو و اولاد امجاد کرام توست هاتف را امام و پیشوا و مقتدا و شافع و مولا

حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز