الهاء
متضادها
توجه، تمرکز
لغت نامه دهخدا
الهاء. [ اِ ] ( ع مص ) مشغول کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( ترجمان علامه تهذیب عادل ). مشغول کردن بازی کسی را از چیزی: اَلْهاه ُ اللعب عن کذا؛ شغله. ( از اقرب الموارد ). مشغول داشتن. ( کشف الاسرار ج 10 ص 596 ). بازی کنانیدن و مشغول کردن. ( منتهی الارب ). در بازی آوردن. بطرب آوردن.سرگرم کردن: الهیکم التکاثر. ( قرآن 1/102 )؛ یعنی مشغول داشت شما را نبرد کردن با یکدیگر به انبوهی. ( کشف الاسرار ج 10 ص 596 ). || گذاشتن کاری را بعجز. ( منتهی الارب ). ترک کردن کاری بسبب ناتوانی. ( از اقرب الموارد ). || مشغول شدن به سماع سرود. ( منتهی الارب ). یقال: الهی الرجل؛ به شنیدن غنا سرگرم شد. ( از اقرب الموارد ). || گندم و جز آن در دهان آسیا افکندن. ( تاج المصادر بیهقی ). خورش دادن آسیا را. یقال: الهیت فی الرحی. ( منتهی الارب ).
فرهنگ معین
(اِ ) [ ع. ] (مص م. ) مشغول کردن.
ویکی واژه
مشغول کردن.
جمله سازی با الهاء
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 و قیل: معناه کافّا للنّاس تکفّهم عمّا علیه من الکفر و تدعوهم الی الاسلام و الهاء فیه للمبالغة، بَشِیراً بالجنّة لمن آمن، «و نذیرا من النار لمن کفر، وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ یعنی اهل مکة لا یَعْلَمُونَ لا یصدّقون.
💡 فقال: الَّذِینَ یُظاهِرُونَ مِنْکُمْ مِنْ نِسائِهِمْ قرأ ابن عامر و ابو جعفر و حمزة و الکسائی بفتح الیاء و الهاء و تشدید الظاء و الالف بعدها، و قرأ عاصم یظاهرون بضم الیاء و تخفیف الظاء مع الالف و کسر الهاء و قرأ الآخرون یظّهّرون بفتح الیاء و تشدید الظاء و الهاء من غیر الالف، و معنی الجمیع واحد. یقال: ظاهر و تظاهر و اظّاهر و اظّهّر.
💡 و یحتمل ان تکون الهاء راجعة الی الرسول، تأویله لیظهر محمدا علی اهل الدین کلّه و قیل لیطلع محمدا علی کل الفرائض فیکون ظاهرا له کاملا، وَ کَفی بِاللَّهِ شَهِیداً لنبیه و شهادته له ما آتاه من المعجزات و قیل وَ کَفی بِاللَّهِ شَهِیداً علی انه نبی صادق فیما یخبر.
💡 باقی فرّاء «یَلْقاهُ» خوانند بفتح یا و سکون لام و تخفیف قاف، و الوجه انّه من لقی الذی یتعدّی الی مفعول واحد، تقول: لقی فلان الشیء و الهاء ضمیر المفعول به، یعنی کتابا یلقاه بعینه و یقرءوه بلسانه نامهای که آن را بیند، «مَنْشُوراً» غیر مطوی لیمکنه قراءته میگوید آن را گشاده بیند و گشاده در دست او داده آید تا خواندن آن او را ممکن گردد، و «مَنْشُوراً» بر هر دو قراءت نصب علی الحال باشد.
💡 أَنْعاماً فَهُمْ لَها مالِکُونَ ضابطون قاهرون، ای لم نخلق الانعام وحشیّة نافرة من بنی آدم لا یقدرون علی ضبطها بل هی مسخّرة لهم، و هی قوله: وَ ذَلَّلْناها لَهُمْ سخّرناها لهم، فَمِنْها رَکُوبُهُمْ الرکوب و الرکوبة ما یرکب من الإبل، و کذلک الحلوب و الحلوبة ما یحلب منها بالهاء و بحذف الهاء قیل: الرکوب جمع و الرکوبة واحد. وَ مِنْها یَأْکُلُونَ ای سخّرناها لهم لیرکبوا ظهرها و یأکلوا لحمها.