اللهی

لغت نامه دهخدا

اللهی. [ اَل ْ لا ] ( ص نسبی ) منسوب به اﷲ. خدایی. مرد خدایی. خداپرست.
- اللهیان؛ مردان خدا:
باز وقت صبح چون اللهیان
برزنند از بحر سر چون ماهیان.مولوی.

فرهنگ معین

(اَ لْ لا ) [ ع - فا. ] (ص نسب. ) ۱ - منسوب به الله، خدایی. ۲ - مرد کامل، از نقص رسته.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - منسوب به الله خدایی. ۲ - مرد کامل رشید از نقص رسته: ( روح را تائ ثیر آگاهی بود هر کرا این پیش اللهی بود ) (مثنوی )

ویکی واژه

منسوب به الله، خدایی.
مرد کامل، از نقص رسته.

جمله سازی با اللهی

💡 سرخوش شود زبوی می «لی مع اللهی» خود را دمی ز خویش چو بیرون کند کسی

💡 هم خدا خشنود از او شد هم پیمبر زو رضا بر ولی اللهیت هر کس چو من اقرار داشت

💡 اشک نرگس فیلمی به کارگردانی و تهیه‌کنندگی احمد عبداللهیان و نویسندگی فتانه توفیقی محصول سال ۱۳۹۴ است.

💡 در تیم استقلال پنج نفر: منصور پورحیدری – نصراله عبداللهی – امیر قلعه‌نویی – پرویز مظلومی – علیرضا منصوریان

💡 این کیست این این کیست این در حلقه ناگاه آمده این نور اللهی است این از پیش الله آمده

💡 بخش رایانه و کنسول : منصور نعمت‌ اللهی _ محمدامین نعمت اللهی _ محمدصادق شریعتی _ نابت شفایی