التقاطی

واژه التقاطی به معنای انتخاب و ترکیب عناصر مختلف از منابع یا نظام‌های مختلف است. این اصطلاح در زمینه‌های مختلف به کار می‌رود و به معنای انتخاب و جمع‌آوری ایده‌ها، باورها یا سبک‌های گوناگون به منظور ایجاد یک کل جدید یا یک نظام جدید است.

در ادامه، توضیحات بیشتری درباره این واژه ارائه می‌دهیم:

در فلسفه: التقاطی به رویکردی اشاره دارد که از ایده‌ها و نظریه‌های مختلف فیلسوفان و مکاتب فکری استفاده می‌کند.

در هنر: این اصطلاح به ترکیب سبک‌ها، تکنیک‌ها و مضامین مختلف از فرهنگ‌ها یا دوره‌های تاریخی مختلف اشاره دارد.

در سیاست: در سیاست، این اصطلاح به معنای استفاده از ایده‌ها و نظریه‌های مختلف سیاسی برای تشکیل یک سیاست یا برنامه خاص است.

نقد و بررسی

برخی افراد به التقاطی بودن به عنوان یک رویکرد مثبت نگاه می‌کنند که می‌تواند باعث غنای فکری و خلاقیت شود، در حالی که دیگران ممکن است آن را به عنوان نشانه‌ای از عدم ثبات یا عدم تعهد به یک ایدئولوژی خاص در نظر بگیرند.

فرهنگ معین

( ~. ) [ ع - فا. ] (حامص. ) گردآوری و پیوند غیراصولی چندین مجموعة ایدئولوژیکی و نظریه های نامتجانس.

ویکی واژه

منسوب به التقاط؛ در بر دارنده عناصر مختلفی از آراء، عقاید و روش‌ها، یا آمیزه‌ای از چند روش و مکتب، معمولاً بدون سنخیت محتوایی و ارزشی.
گردآوری و پیوند غیراصولی چندین مجموعة ایدئولوژیکی و نظریه‌های نا متجانس.

جمله سازی با التقاطی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بهاءالدین بغدادی شیوهٔ نویسندگی خود را در این اثر التقاطی از سبکهای مختلف نثرنویسی، از نثر ساده تا نثر مسجع و متکلف می‌داند؛ اما آنچه در سراسر متن کتاب دیده می‌شود، نثری است مصنوع و مشحون از هنرها و صنایع ادبی و نیز واژگان، اشعار و امثلهٔ عربی؛ چنان‌که به گفتهٔ محمدتقی بهار اگر چه منشآت بهاءالدین بغدادی از حیث انسجام و صحت قواعد ادبی بی‌نقص است، اما تکلفات ادبی مفرط در متونی از این دست، مقدمهٔ تباهی نثرنویسی را در سده‌های بعد فراهم می‌کند.

💡 شرق‌شناسان عموماً اتفاق نظر دارند که این مجموعه، التقاطی از متون دارای ریشه‌های بس گوناگون است که در طی چندین قرن، پرداخته شده‌اند و کتاب در قرن ۱۳ و ۱۴ میلادی شکلی ثابت به خود گرفته‌است. آن اثری جمعی نه تنها به مدت چندین قرن فراهم آمده‌است، بلکه نمودار گرایش‌هایی بس مختلف است.