لغت نامه دهخدا
اقتداء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) بر پی کسی رفتن. ( ترجمان القرآن جرجانی ). || پس امام نماز کردن. ( آنندراج ). || پی بردن بکسی. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( المصادر زوزنی ). پیروی کردن. ( غیاث اللغات ). تأسی.
اقتداء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) بر پی کسی رفتن. ( ترجمان القرآن جرجانی ). || پس امام نماز کردن. ( آنندراج ). || پی بردن بکسی. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( المصادر زوزنی ). پیروی کردن. ( غیاث اللغات ). تأسی.
(اِ تِ ) [ ع. ] ۱ - (مص م. ) پیروی کردن. ۲ - نماز گزاردن پشت سر امام جماعت. ۳ - (اِمص. ) پیروی.
پیروی کردن.
نماز گزاردن پشت سر امام جماعت.
پیروی.
💡 به گفته محسن قرائتی در تفسیر نور، خداوند «مقام امامت» را بعد از امتحانهای ابراهیم، به او داد. به گفته محمدحسین طباطبایی، امامت ابراهیم غیر ار نبوتش بودهاست. به عقیده او، مقصود از «امام» در عبارت «انی جاعلک للناس اماما» نیز به معنای مقتدا و پیشوائی است که مردم به او اقتداء و در گفتار و کردارش پیرویاش نمایند.
💡 میرزا ابو القاسم(۱۲۴۲-۱۳۰۹ه.ق) متخلص به فرهنگ فرزند میرزا کوچک است که متخلص به وصال شیرازی میباشد. او در خوشنویسی و زیبایی خطوط مختلف به پدرش اقتداء کرده بود، وی همچنین شاعری توانا بود که به فارسی و عربی شعر دارد.
💡 بدین مقدمات درست شد که مرقع پوشیدن ایشان اقتداء به سلف است، و اندر آن بسیار معنی دیگر است که یاد کردن آن درین مختصر متعذر است، و این قدر کفایت است.
💡 بهر کدام که اقتدا کنی اقتداء درست، و از هر یکی که دین گیری دین تمام، راه ایشان راه هدی، و کلمه ایشان کلمه تقوی، و مطلوب ایشان فردوس اعلی، و مقصود ایشان دیدار و رضاء مولی: «مثل اصحابی مثل النجوم من اقتدی بشیء منها اهتدی».
💡 بدانک بعد از انبیاء و رسل بهینه عالمیان و گزیده جهانیان صحابه رسولند: اختران آسمان ملت و مهتران محفل دولت، سینه هاشان بمعرفت افروخته و اشخاص ایشان بخدمت و حرمت آراسته، راه صدق رفته و بار امانت بداعی حق سپرده، ایشانند ائمّه اهل دین، و قبله اقتداء خلق صاحب شریعت چنین.