اشکانی

لغت نامه دهخدا

اشکانی. [ ] ( اِ ) بلغت تنکابی وطبرستان بقلة الیمانیة است. ( فهرست مخزن الادویه ).
اشکانی. [ اَ ] ( ص نسبی ) منسوب به اشکان. ج، اشکانیان. رجوع به فهرست کتاب ایران در زمان ساسانیان و تاریخ ایران باستان ج 3 و فهرست تاریخ کرد و فهرست مزدیسنا و تأثیر آن در ادبیات پارسی شود.

فرهنگ عمید

= اشک٢

فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوب به اشک. جمع اشکانیان.
بلغت تنکابنی و طبرستان بقله الیمانیه است.

جمله سازی با اشکانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نهضت اشکانیان گشت از خراسان آشکار اشک اول کرد بنیاد آن بنای استوار

💡 چینش مربع این لقب که در اطراف هراکلس یونانی قرار گرفته‌است، از سبک مرسوم ضرب سکه معاصر اشکانی کپی شده‌است.

💡 اما بهرام چون خود را از تبار اشکانیان می‌دانست و سودای سلطنت داشت، با خسرو پرویز به مخالفت برخاست.

💡 بر این نسبت یکایک برشمر ایران خدایان را چه ‌اشکانی چه سا‌سانی چه ‌سلجوقی چه سامانی

💡 اولین شاه شه اشکانی والاگهر است دومین شاه مظفر ملک نامور است

💡 ادبیات میانه به آثاری که به زبان‌های ایرانی از زمان اشکانیان تا اوایل دوران اسلامی ثبت شده‌اند، گفته می‌شود.

توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز