یکی از مناطق مسکونی در افغانستان است که در ولسوالی جرم واقع شده است. همچنین اسکان نام یک روستای دیگر در شهرستان شازند واقع در استان مرکزی ایران است. این روستا در دهستان پل دوآب بخش زالیان قرار دارد و در فاصله ۱۹ کیلومتری از شهر شازند و در جنوب غربی اراک واقع شده است. نام اولیه این روستا سکان بوده و علت انتخاب این نام به باورهای محلی برمیگردد؛ بهطوریکه در زمان اردشیر بابکان، هنگامی که از او سوال شد در کدام محل این منطقه روستایی تأسیس کنند، پاسخ داد: «افرا - سرا - کان»، به معنای بر سر کوهی که این رود از آن جاری است. به همین دلیل، نام این روستا در ابتدا به «سرکان» تغییر یافت.
این روستا به مرور زمان به سکان و در نهایت به اسکان تغییر نام داده است. از این رو، میتوان گفت که اسکان به معنای دهی واقع در دامنه کوه و دارای چشمه یا سراب است که با جغرافیای طبیعی منطقه کاملاً همخوانی دارد. این روستا تاریخچهای طولانی دارد و به دوران زرتشتیان برمیگردد. در نزدیکی این روستا، قله مرتفع لجور قرار دارد که دیواره آن حدود ۳۰۰ متر ارتفاع دارد. همچنین در قسمت غربی روستا چشمهای با آب سراب قرار دارد که از جاذبههای گردشگری این منطقه به شمار میرود و به تأمین آب رودها و جویهای روستا کمک میکند و نقش مهمی در تولید محصولات کشاورزی ایفا میکند.
زبان مردمان این روستا فارسی است و دین آنها اسلام و مذهب شیعه را انتخاب کردهاند. بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت این روستا ۲۷۰ نفر و شامل ۱۱۰ خانوار بوده است. آب و هوای اسکان کوهستانی و سردسیر است و زمستانهای نسبتاً سردی دارد. به رغم این، طبیعت بکر و زیبای این منطقه و مشغولیت مردم روستا به زراعت و گلهداری از ویژگیهای بارز آن است.
اسکان. [ اِ ] ( ع مص ) آرام کردن. ( منتهی الارب ). آرامانیدن. ( زوزنی ). || بی حرکت ساختن حرف را. ( منتهی الارب ). بی حرکت کردن حرف. ساکن خواندن و بی حرکت ادا کردن حرفی. ضدقلقلة. عبارت است از سلب حرکت در مواردی که حرف موقوف ٌعلیه کسره یا فتحه یا ضمه داشته باشد، و حروف اسکان 23 است ( یعنی همه حروف غیر از پنج حرف ج، د، ق، ط، ب ). || جای دادن کسی را در خانه. ( منتهی الارب ). در جای فروآوردن. ( تاج المصادر بیهقی ): صلی اﷲ علیه صلوة اسکنه بها فی جنات النعیم. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 300 ). || مسکین گردانیدن. || مسکین شدن. ( منتهی الارب ). || آرامیدن. ( زوزنی ) ( ترجمان القرآن جرجانی ).
اسکان. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ سَکن.
اسکان. [ اِ ] ( اِخ ) دهی جزء دهستان کزاز سفلی بخش سره بند شهرستان اراک، در 24000 گزی شمال آستانه و 6000 گزی راه اراک به بروجرد. کوهستان، سردسیر. سکنه 797 تن. شیعه، فارسی. آب آن از رودخانه دوآب و چشمه سراب. محصول آن غلات، چغندر قند، انگور، میوه جات. شغل اهالی زراعت و گله داری. راه آن مالرو و از فر میتوان اتومیبل برد. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 2 ص 13 ).
( اِ ) [ ع. ] (مص م. ) ۱ - ساکن کردن. ۲ - خانه نشین کردن.
۱. ساکن کردن، سکونت دادن.
۲. (ادبی ) ساکن و بی حرکت خواندن حرفی، ساکن کردن.
ساکن کردن، ساکن وبی حرکت کردن، آرام کردن، آرام دادن، جادادن، درجائی نشاندن، جای دادن کسی رادرخانه
( مصدر ) ۱ - ساکن کردن. ۲ - خانه نشین کردن. یا اسکان ایلات. خانه نشین کردن ایلها.
ده جزئ دهستان کزاز سفلی بخش سره بند شهرستان اراک شمال آستانه راه اراک به بروجرد - کوهستان سردسیر.
اسکان (افغانستان). اسکان ( به لاتین: Eskan ) یک منطقهٔ مسکونی در افغانستان است که در ولسوالی جرم واقع شده است.
اسکان (شازند). اسکان روستایی در دهستان پل دوآب بخش زالیان شهرستان شازند استان مرکزی ایران است و در جنوب غرب اراک و ۱۹ کیلومتری شازند و در شمال شهرستان شازند واقع شده است.
نام روستا در ابتدا «سکان» بوده است. علت این نامگذاری بر اساس باورهای محلی به آن جهت است که زمانی که از اردشیر بابکان پرسیدند در کدام محل این منطقه روستایی بنا کنند؟ پاسخ داد: «افرا - سرا - کان». ( یعنی بر سر کوهی که این رود از آن جاری است ) پس این روستا را بنا کردند و نام آن را «سرکان» گذاشتند. سرکان از دو جزء «سر» و «کان» ترکیب شده است که کان را به جای «خان» به کار برده اند و چشمه های کوهستانی معنی شده است. سرکان به مرور زمان به سکان و در نهایت اسکان تغییر یافت. پس اسکان را شاید بتوان به معنای ده واقع در دامنه کوه و دارای چشمه یا سراب دانست که این تعریف با جغرافیای طبیعی منطقه کاملاً همخوانی دارد.
سابقهٔ این روستا به دوران زرتشتیان می رسد؛ و همچنین در کنار این روستا قلهٔ مرتفع لجور را شاهد هستیم؛ که دیوارهٔ آن حدود ۳۰۰ متر می باشد. در قسمت غربی این روستا چشمهٔ آب سراب واقع شده که از جاذبه های گردشگری می باشد و نیز تأمین کنندهٔ آب رودها و جوی ها این روستا است که به تولید محصول کشاورزی کمک شایانی نموده.
زبان مردمان این روستا فارسی بوده و دین آنان اسلام است و مذهب شیعی را اختیار کرده اند. بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمعیت این روستا ۲۷۰ نفر ( ۱۱۰خانوار ) بوده است.
آب و هوای این روستا کوهستانی سردسیر است و زمستان های نسبتاً سردی دارد. اما از طبیعت بکر و زیبایی برخوردار است؛ و مردم آن به زراعت و گله داری اشتغال دارند.
محصولات زراعی آن عبارتند از: گندم، انگور، چغندر و سیب
ساکن کردن.
خانهنشین کردن.